قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب میهن بلاگ

قالب جوان بلاگ

قالب ایران بلاگ

قالب رویا بلاگ

قالب پرشین بلاگ

قالب بلاگ وب

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

ابزار وبلاگ نویسی

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وبلاگ

تم دیزاینر

 

صفحه اصلی

ايميل ما

آرشيو مطالب

طراح قالب

 
  کاربر مهمان، خوش آمديد!

منوی اصلی
لينکهاي سريع
صفحه نخست
ايميل ما
آرشيو مطالب
عناوین مطالب وبلاگ
طراح قالب

آرشیو ماهانه
شهریور 1393
مرداد 1393
تیر 1393
خرداد 1393
اردیبهشت 1393
فروردین 1393
اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1392
آذر 1392
آبان 1392
مهر 1392
ادامه ی آرشیو ماهانه

لينک دوستان

لوگوی دوستان


آمار بازدید

بانك كشاورزي ، بانك همه مردم ايران





توسط دانشگاه صنعتي شريف منتشر شد:

 

مدیریت بانکی و خدمات مالی                                                                 

پیتر  رُز و سیلویا هاجینس

 

مترجمان:

محمدرضا شعبان زاد

مریم السادات اسمعیل زاده عربی

 

Bank Management & Financial Services

 Sylvia Hudgins and Peter Rose

International edition 2010, McGraw Hill



نوشته شده توسط م.شعبان زاد و ارزش آفرینان بانک کشاورزی در سه شنبه 1393/06/25 و ساعت

 


افتتاح رسمی مرکز توانمندسازی زنان در بانک کشاورزی

کارگاه آموزشی توانمندسازی زنان در راستای رشد فراگیر و توسعه پایدار

 Opening Ceremony of ACE-BK for Women Empowerment

and

Workshop on Women Empowerment  for Inclusive  Growth and Sustainable Development

August 30 – September 4, 2014

Bank Keshavarzi , Tehran-Zanjan, I. R. Iran

نوشته شده توسط م.شعبان زاد و ارزش آفرینان بانک کشاورزی در پنجشنبه 1393/05/09 و ساعت

 


راه حل «بازاریابی اجتماعی» برای خروج از تله فقر

راه حل «بازاریابی اجتماعی» برای خروج از تله فقر

روزنامه دنیای اقتصاد، فیلیپ کاتلر (Philip Kotler)

همان طور که در «بازاریابی اقتصادی»، هدف اصلی به کارگیری چارچوب های تحلیلی علمی برای دستیابی به سود اقتصادی هر چه بیشتر می باشد، در «بازاریابی اجتماعی» نیز دستیابی به منافع اجتماعی هر چه بیشتر مدنظر قرار دارد؛ بنابراین «بازاریابی اجتماعی»، به تجزیه و تحلیل علمی برای افزایش بهره وری فعالیت های مختلف اجتماعی می پردازد؛ ضمن آنکه بر فعالیت های گروه های خیریه با هدف کمک به فقرا تمرکز دارد. نقطه اوج طرح ایده بازاریابی اجتماعی (Social Marketing)توسط «کاتلر»، به نگارش کتابی در این زمینه در سال ۲۰۰۹ مربوط می شود ؛

 پنجاه روش اجرایی برای کمک به فقیران

از آنجایی که پدیده فقر، در طول تاریخ همواره همراه زندگی اجتماعی بشر بوده است، موضوع دست گیری و کمک به فقرا نیز در جوامع بشری سابقه ای طولانی دارد. ابزارهایی که در جوامع گوناگون برای کاهش این پدیده به کار گرفته می شود، در یک قرن اخیر تنوع بسیاری پیدا کرده است و طیف وسیعی از فعالیت ها از قبیل امدادهای فوری، پوشش تامین اجتماعی، برنامه های آموزشی و فرهنگی، و برنامه های توانمندسازی را شامل می شود. ابتدایی ترین شکل کمک، نجات بخشی و امداد فوری است که توسط سازمان هایی چون صلیب سرخ و هلال احمر، در مناطقی که دچار بلایای طبیعی یا جنگ شده اند، انجام می شود. این روش ها با عنوان «برنامه کمک های اضطراری»(۱) شناخته می شوند و تحت عناوین زیر قابل دسته بندی هستند:

- ارائه خدمات عمومی از قبیل تامین نظم و امنیت، و خدمات درمانی

- توزیع رایگان غذا و سایر احتیاجات اولیه

- پرداخت مستقیم کمک های مالی به آسیب دیدگان

- پرداخت یارانه های خرید مواد غذایی و دارو

هدف اصلی این کمک ها، حمایت از آسیب دیدگانی است که در اثر بلایایی چون زلزله، توفان ، سیل، و خشکسالی در معرض فقر مطلق قرار گرفته اند و قادر به برآوردن نیازهای اولیه خود نیستند. در برخی از مناطق جهان سوم، به ویژه در آفریقا و جنوب آسیا،... 

نوشته شده توسط م.شعبان زاد و ارزش آفرینان بانک کشاورزی در پنجشنبه 1393/05/09 و ساعت

 

ادامه مطلب


شنیدم گاهی در کشور ما می‌خواهند برای کودکان مسابقه بگذارند، نه صندلی می‌گذارند و ده بچه؛ بعد سوت می‌زنند که بچه‌ها بدوید. هرکس صندلی گیرش نیامد، او را خرک می‌کنیم و از رویش می‌پریم. معمولاً چه کسی صندلی گیرش نمی‌آید؟ آنکه ضعیف تر، نحیف تر، ناتوان تر است و خدا روی حکمتی او را مقداری ضعیف آفریده و ما هم (با این عمل) یک ضربه دیگر به سرش می‌زنیم تا او اولین فهمی که پیدا کرد، با خدا در بیافتد و از او قهر کند که «خدایا! تو حق مرا خوردی. تو برای من کم گذاشتی. از بندگانت هم هرکس رسیده، بر سر من زده است» به فکر خودکشی یا سرقت می‌افتد.

در ژاپن این گونه نیست. نه صندلی می‌گذارند و ده بچه و می‌گویند بچه‌ها بدوید، هرکسی صندلی گیرش نیامد، هر ده تای شما را جریمه می‌کنیم. اینها می‌دوند و همدیگر را می‌کشند که بیا کنار من. دوباره یک صندلی را بر می‌دارند و می‌شود هشت صندلی و دوباره به همان ده کودک می‌گویند که اگر کسی صندلی گیرش نیاید، هر ده تای شما را جریمه می‌کنیم. کودکان دو تا دوتا همدیگر را می‌کشند که روی یک صندلی بنشیند. چقدر این (رویکرد) خوب است. حجت‌الاسلام و المسلمین نقویان

نوشته شده توسط م.شعبان زاد و ارزش آفرینان بانک کشاورزی در شنبه 1393/04/14 و ساعت

 


پورمختار در عین حال گفت: آقای رسایی تمایلی برای این سفر نداشت و به اصرار من و کمیسیون حاضر به انجام سفر مذکور شد.
آفتاب: رئیس کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی از سفر مسئول بررسی پرونده فساد در فوتبال به برزیل خبر داد. 
 
محمدعلی پورمختار نماینده مردم کبودرآهنگ در مجلس شورای اسلامی و رئیس کمیسیون اصل 90 خانه ملت در گفت‌وگو با خبرنگار فارس، از سفر حمید رسایی نماینده مردم تهران و رئیس کمیته مبارزه با فساد این کمیسیون به کشور برزیل در پی برگزاری مسابقات جام جهانی فوتبال خبر داد. وی درباره دلایل سفر رسایی به برزیل، گفت: آقای رسایی به عنوان رئیس کمیته مبارزه با مفاسد و همچنین مسئول پرونده فساد در فوتبال توسط کمیسیون اصل 90 و مجلس به برزیل سفر می‌کند؛ در بررسی‌های کمیسیون، مجموعه گزارشاتی مربوط به جام جهانی نیز داشتیم که به همین سان تصمیم گرفته شد آقای رسایی برای بررسی مسائل به برزیل اعزام شوند.
 
 رئیس کمیسیون اصل 90 مجلس شورای اسلامی همچنین تصریح کرد: قرار است آقای رسایی با سفر به برزیل از نزدیک بر مباحث مرتبط با فوتبال ایران در جام جهانی نظارت کند و موضوعات موردنظر را مورد بررسی قرار دهد.
 
پورمختار در عین حال گفت: آقای رسایی تمایلی برای این سفر نداشت و به اصرار من و کمیسیون حاضر به انجام سفر مذکور شد.
 
به گزارش فارس، پرونده فساد در فوتبال از سال گذشته در کمیسیون اصل 90 مجلس شورای اسلامی تشکیل شده و مباحث مرتبط با فوتبال در آن مورد بررسی قرار می‌گیرد. حمید رسایی مسئول پرونده فساد در فوتبال در کمیسیون یادشده است.
 

نوشته شده توسط م.شعبان زاد و ارزش آفرینان بانک کشاورزی در یکشنبه 1393/03/11 و ساعت

 


لانه‌گذاری حواصیل‌ها

حواصیل ها از راسته لک لک سانان می باشند. این پرندگان در اواخر بهار در منطقه حفاظت شده سیاه کیشم انزلی لانه گذاری و جوجه آوری می کنند.

 

 

نوشته شده توسط م.شعبان زاد و ارزش آفرینان بانک کشاورزی در یکشنبه 1393/03/11 و ساعت

 


دیدار وابستگان نظامی مقیم تهران با فرمانده نیروی زمینی سپاه

نوشته شده توسط م.شعبان زاد و ارزش آفرینان بانک کشاورزی در یکشنبه 1393/03/11 و ساعت

 


گفتگوی جنجالی با فتح الله زاده
 مدیرعامل سابق استقلال درباره مدارک تحصیلی‌اش، کتاب‌هایی که مدعی است خودش نوشته و شیوه مدیریتی که اعتراف می‌کند چیزی به فوتبال ایران اضافه نکرده است، سخن گفت.
 
خبرگزاری ایسنا: 
می‌گوید دکتر است، دکترای روزنامه‌نگاری دارد از دانشگاه بس‌فورد یا آنطور که خودش می‌گوید بت‌فورد - شاید هم بالعکس - ولی وقتی از او بدیهی‌ترین پرسش‌های روزنامه‌نگاری را می‌پرسیم، سعی می‌کند با خنده از جواب‌ دادن طفره برود. می‌گوید کتاب اقتصادی نوشته اما مکاتب اقتصادی را نمی‌شناسد. «بیماری هلندی»‌ هم به گوشش آشنا نیست، مثل «ضریب جینی».

اینکه مدیرعامل یک باشگاه ورزشی، بیماری هلندی را نشناسد یا ضریب جینی به گوشش نخورده باشد، ایراد نیست. شاید این هم که مدیرمسئول و صاحب‌امتیاز یک روزنامه باشی و «ارزش‌های خبری» را ندانی، جای گیر نداشته باشد. ماجرا این چیزها نیست. ماجرا آن دکتراها و کتاب‌ها و نشان شوالیه است. ماجرا صداقتی است که سخت می‌شود پیدایش کرد و اعتمادی که از بین رفته است.

اینها‌ را که می‌بینی، آن‌وقت دیگر نمی‌توانی به راحتی بپذیری که باشگاه استقلال فقط برای یک سال 21 میلیون و 600 هزار تومان پول آژانس داده باشد. نمی‌توانی به راحتی باور کنی که در یک سال گذشته باشگاه یک‌ میلیارد تومان کمک مردمی گرفته، دقیقا یک‌ میلیارد تومان؟ چرا یک‌ میلیارد و صد‌ میلیون نه؟ یا 900 میلیون تومان؟

اینها را که می‌بینی دیگر چه اهمیتی دارد پای آن صورت‌های مالی را چه کسی امضا کرده؟ مدیر مالی؟ معاون باشگاه؟ یا فلان شرکت حسابرسی؟ واقعا چه اهمیتی دارد؟ اسم و عنوان کدامشان از مدیرعامل باشگاه فرهنگی ورزشی استقلال معتبرتر است؟

سال‌ها بود دنبال فرصتی بودیم تا از (دکتر) علی فتح‌الله‌زاده، درباره دکترایش بپرسیم. درباره آن 9 جلد کتابی که اسمش به عنوان مولف (در یک مورد مترجم) پای آنها خورده. در مورد خیلی از آنها تردید داشتیم. حالا دیگر تردیدی نداریم!

فتح‌الله‌زاده چگونه دکتر شد؟

* از همین روزهای بعد از مدیریتتان بپرسیم. ما که فکر می‌کنیم خودتان خیلی دوست داشتید در تیم بمانید. همین یک ماه گذشته از جلدهای روزنامه‌تان می‌شد حدس زد دوست ندارید بروید. بار قبل، زمان آقای عباسی و آن سفرتان به ترکیه هم طوری بود که نشان می‌داد شما می‌خواهید بمانید. راستش الان اگر بگویید از رفتن راضی هستید‌، باورش برایمان سخت است.

ببینید، من می‌خواهم بگویم وظیفه رسانه‌ها این است که پشت‌پرده‌ها را برملا کنند تا برخی از واقعیت‌ها رو شود. نباید به خواننده واقعیت‌ها را نگفت. مثلا همان سفر ما به ترکیه زمان آقای عباسی‌ را می‌شد غیر از روایت من، از خود آقای عباسی هم حقیقت داستان را پرسید تا واقعیت‌ها منتشر شود. من با قاطعیت می‌گویم که اصلا نقشی در رفتنم نداشتم. آقای وزیر خواست من و رویانیان به آن سفر برویم. حمید سجادی و رویانیان می‌توانند شهادت بدهند که حتی یک کلمه از وزیر نخواستم تا باعث ‌ماندنم در تیم شود.


* التماس نمی‌کنید اما رسانه شما یعنی استقلال جوان شما را به عنوان بهترین گزینه مدیریت مطرح می‌کرد.


الان آن را هم می‌گویم اما آنجا یک مصاحبه‌ای را آقای وزیر دید که یکی از معاونانش انجام داده بود، معاونی که در هیات‌مدیره ما حضور داشت. او گفته بود فتح‌الله‌زاده را تا یک ساعت دیگر برکنار می‌کنیم. وزیر از این حرف ناراحت شدند چون قرار نبود در نبود ما در ایران تصمیمی بگیرند. این مساله باعث شد با آقای ساور تماس بگیرد و من ماندنی شوم.


* شما گفتید این کمپ 150 میلیارد می‌ارزد‌، می‌توانید این کمپ را بفروشید و در کیلومتر 18 جاده کرج با پولش یک ورزشگاه 40 هزار‌ نفره بسازید.


همین برداشت‌های اشتباه است که مشکل ایجاد می‌کند. برداشت‌های ناقصی که از حرف‌های من می‌کنید.

* چرا همه از حرف‌های شما برداشت ناقص می‌کنند؟ شاید شما طوری حرف می‌زنید که این برداشت‌ها اتفاق می‌افتد.

نه عزیز من، شما فقط چند نفرید که به عمد این برداشت‌ها را از حرف‌های من می‌کنید. می‌خواهید برای مردم این ذهنیت را ایجاد کنید وگرنه غیر یک روزنامه پرتیراژ و سایتش و یک روزنامه دولتی دیگر جایی این اتفاق‌ها نمی‌افتد.

* یادتان رفته وقتی فایل صوتی‌تان درباره آقای عباسی را منتشر کردند؟ قبلش می‌گفتید این حرف را نزده‌اید.


من نگفتم که نگفته‌ام! من گفتم اینطوری نگفته‌ام. نباید همه حرفم را منتشر می‌کردند. یک سوءتفاهم بود که حل شد. من فقط اینها را می‌گویم که نگویید فتح‌الله‌زاده سرش کلاه رفت. با اینکه می‌دانم الان روبروی کسی نشسته‌ام که تعمدا به من ضربه می‌زند اما باز هم حاضرم با شما مصاحبه کنم. من گفتم قیمت زمین کمپ 150 میلیارد تومان است. نگفتم که دارم کمپ را می‌فروشم.

* این 150 میلیارد برای وقتی است که کمپ تبدیل به برج‌سازی شود؟

نه، برای همین فعالیت ورزشی‌. کمپ را به من بفروشند‌، حاضرم 150 میلیارد آن را بخرم. این کمپ 35 هزار‌ متر است‌. کلی ارزش دارد. شوخی نیست. الان 350 متر زمینش معارض دارد‌، اصلا این حرف قابل طرح هم هست که مدام از معارض زمین می‌گویند؟

* الان شما این شیب دره‌ای زمین را هم حساب کرده‌اید؟

بابا آن چاله نیست. شیب زمین 50 متر در 100 متر است.

* می‌شود 5000 متر!

اشکال ندارد، آنجا من اسکلت می‌زنم و برایش پارکینگ طبقاتی می‌سازم. به این خوبی می‌شود خیلی کارها را پیش برد‌. می‌دانی اگر قرار بود ما پارکینگ بزنیم باید چقدر گودبرداری می‌کردیم؟ این خودش به صورت خدادادی گودبرداری شده است. پس باز هم ما کلی جلو هستیم! 

* بابا دمتان گرم. برای سال 92 شما فقط 21 میلیون و600 هزار تومان پول آژانس داده‌اید؟


نه بابا فکر کنم 2 میلیون تومان است.

* نه، 21 میلیون تومان است. نگاه کنید. اگر به ریال باشد می‌شود 21 میلیون تومان.


216 میلیون ریال است دیگر، می‌شود 2 میلیون تومان.

* حاج‌آقا می‌شود 21 میلیون تومان!


این امکان دارد کارهای دیگر هم شده باشد.

* تو تاکسی‌سرویس چه کار دیگری می‌شود کرد؟

شاید برای بازیکنان خارجی‌مان ماشین در اختیار با راننده گرفته بودیم. مثلا 5 تا بازیکن خارجی داشتیم که برایشان راننده گرفتیم. ببینید ما امسال 19 میلیارد و 500 میلیون درآمد داشتیم. اگر 3 میلیاردش را کم کنیم باز هم بیشتر در‌آورده‌ایم؛ یعنی 16 میلیارد تومان درآمدزایی داشته‌ایم.


* شما نزدیک به 15 سال در استقلال بودید. این نوع باشگاهداری‌تان چه چیزی به فوتبال ایران اضافه کرده است؟


هیچ چیز، اما اشکال از من نیست. فوتبال و چارچوبش همین را می‌خواهد.‌ باید برویم مشکل فوتبال را حل کنیم.

* ولی برای شما که محبوبیت آورده.

برای من آورده اما من که پولی نگرفته‌ام.

* قبول دارید شکل مدیریتتان سودی نداشته؟


بله، برای کل فوتبالمان که سودی نداشته.

* ولی شهرت را به شما هدیه داده. پس شما سود کرده‌اید.


نه، ما سود نکردیم.

* نمی‌خواهید بگویید که از جیبتان خرج استقلال کرده‌اید؟


چرا، من پول گذاشتم. خیلی نگذاشتم اما پولی که گذاشتم را می‌گرفتم. ولی برای کاری که کردم پول نگرفتم.



* این چند تا مدرک دکترایی که گرفته‌اید ربطی به موقعیتتان در استقلال ندارد؟

مدارک تحصیلی‌ام که همه‌اش خارجی هستند. من که در ایران درس نخوانده‌ام. فوق‌ لیسانس و دکترایم را خارج از ایران گرفته‌ام. لیسانس مدیریت بازرگانی دارم که قبل از آمدن به استقلال و زمانی که در کار تئاتر و هنر بودم گرفتم. بعد هم که ادامه تحصیل دادم و دکتری گرفتم. من یک دکتری راه دور از انگلستان دارم که این آقای عشوندی رفت بدفورد را زد بس‌فورد و استعلام گرفت. بعدش هم گفت حاجی آنجا درس نخوانده، در حالی که من کلی مدرک داشتم که نشان می‌دهد این دوره را گذرانده‌ام.

* یک دکترای صنایع پایین دست نفت هم دارید؟

نه، آن افتخاری است.

* کلا هر جایی مدرک افتخاری می‌دادند یکی‌اش را شما گرفته‌اید؟

من و آقای محمدرضا رحیمی این مدرک افتخاری را گرفتیم.

* الان یعنی شما برای دکترای روزنامه‌نگاری واحدهایش را گذرانده‌اید؟

ببین یونسکو برای دانشگاه بس‌فورد یک شرایطی گذاشته که مثلا اگر تو سابقه رسانه‌ای داشته باشی، می‌توانی یک‌سری از واحدهایت را پاس کنی. من مجله «روزهای زندگی» را داشتم، به خاطر آن 10 واحدم را قبول کردند. همین‌طوری هی آنها سند می‌خواستند و من معادل‌سازی کردم. یک‌سری پژوهش و مقاله علمی هم بود که باید می‌نوشتم که آنها را نوشتم. یا مثلا 10 سال دبیر جشنواره‌های فجر بودم که واحدهایم را پاس کردند.

* حالا این مدرک به چه دردتان می‌خورد؟ شما دانشتان بالا رفت؟

حتما بالا رفت. من کار پژوهشی انجام دادم.

* مثلا چه تحقیقاتی داشتید؟

من در نشریات خارجی مقاله علمی چاپ کردم.

* این مقاله‌ها را خودتان که ننوشته‌اید.


پس کی نوشته؟ عمه‌ام نوشته؟ من نوشتم دیگر!

* یعنی شما انگلیسی نوشتید؟


نه، من فارسی نوشتم، دادم ترجمه کردند. بقیه هم همین کار را می‌کنند.

* بعد پول دادید که مجوز تاییدیه ISI بگیرید؟

بله، پول دادم. همه این پول را می‌دهند.

* الان من مقاله ISI دادم، رایگان هم بوده.

پس مال تو تقلبی بوده است!

* آقای فتح‌الله زاده! شما دکترای روزنامه‌نگاری دارید. می‌شود برای ما ارزش‌های خبری را اسم ببرید؟ این دیگر از ابتدایی‌ترین درس‌های روزنامه‌نگاری است. حتما شما هم خوانده‌اید.


من خوانده‌ام. شما خوانده‌اید؟ از شما چند تا سوال بپرسم جواب می‌دهید؟

* بله ما آماده‌ایم. بپرسید.

نه، نمی‌پرسم. شما نمی‌توانید جواب بدهید. شما که از رانت استفاده کرده‌اید و گفته‌اید روزنامه‌نگارید‌، استادهایتان هم نمره داده‌اند.

* یک سوال دیگر: شما می‌دانید سافت‌نیوز (خبرنویسی نرم) یعنی چی؟

مگر شما الان همه چیز را می‌دانید؟

* من خوانده‌ام و می‌دانم سافت‌نیوز یعنی چی اما شما ...

خب شما دارید کار مستمر روزنامه‌نگاری می‌کنید.

* ما همین حالا در دفتر رسانه‌ای شما هستیم. شما همین الان مدیرمسئول 3 تا نشریه هستید!

ببینید، من هم دارم و روزنامه‌ها را هم می‌خوانم اما مدل ما با شما فرق می‌کند.

* پس قبول می کنید درسی که خوانده‌اید خیلی به درد کارتان نخورده و بیشتر به خاطر پزی بوده که برایتان داشته؟


نه، این چه حرفی است؟ من در زمان خودش برای این مدرک کار و تلاش کردم. رفتم روزنامه تحلیل کردم.

* شما دکترای اقتصاد هم دارید‌. می‌شود برایمان ضریب جینی را توضیح بدهید؟

ضریب جینی همان ضریب جیبی است (می‌خندد تا وانمود کند که به شوخی جواب داده اما به نظر نمی‌رسد جوابی جدی هم برای این سوال داشته باشد).

* بیماری هلندی چطور؟

(باز هم خنده و شوخی)

* مکاتب اقتصادی را که حتما بلدید؟

ببین حاجی‌ جان، اینها نیاز به بحث طولانی دارد. مکاتب اقتصادی هر کدامشان ضریبی دارد! که من باید سر فرصت شرحشان بدهم.

* حاج آقا این مدارک هم که گرفته‌اید مثل همان نشان شوالیه است که به دردتان نمی‌خورد و فقط برایش یک پولی داده‌اید.

این شوالیه در همه اروپا ارزشمند است. هر‌ جایی بگویی تو شوالیه مدیریت ورزش داری، برایت کلی احترام قائل می‌شوند. اینجا بد جا افتاده است. کسی که شوالیه می‌شود کلی تحویلش می‌گیرند‌. مثلا اگر شما از کن جایزه‌ای بگیری به دردت می‌خورد؟

* جایزه کن با نشان شوالیه قابل مقایسه نیست.

این هم رسمی است. این هم معتبر است. شما این شوالیه را سرچ کنید تا ببینید‌. یک عده حسادت کردند که من این نشان را گرفتم.

* ولی با این نگاه 10 میلیارد هم دوباره بدهی ایجاد می‌شد.

بله، این اشکال نگاه مدیریتی به فوتبال ماست.  تیمی که 5 ملی‌پوش دارد حتما قوی است. این همه بازیکن من گرفته بودم. مدام می‌گویند قرارداد‌هایت بد بوده که بازیکنان رفتند. من قرارداد نکونام را طوری نبستم که برود ولی وقتی شرایط طوری بود که باید برود چه باید می‌کردم؟ وقتی مربی بازیکن را نمی‌خواهد تقصیر من است؟

* فرهاد مجیدی چطور؟


فرهاد مجیدی هم همینطور.

* امسال با مربی مشکل داشت، سالی که مظلومی مربی بود چرا ول کرد رفت؟


سالی که مظلومی بود آمدند توافق کردند. گفت من نمی‌توانم کارکنم، بچه‌ام اینجوری است ...

* فکر نمی‌کنید به شما دروغ گفت؟


دروغ گفت ولی ما بنا را بر صداقت گذاشتیم. مهم این است که ما بر خلاف چیزی که می‌گویم قرارداد را محکم بسته بودیم.

* به هر حال شما مدیر باشگاه هستید و باید مدافع حقوق باشگاه باشید.


ا
بله، قبول دارم اما جو طوری نیست که من یا یکی مثل من حریفش شود.

* شما یک‌ بار گفته بودید مربی اگر مربی باشد با استقلال دو جام می‌گیرد‌، مظلومی یک جام. الان تیم امسال قلعه‌نویی باید چند جام می‌گرفت؟


تیم ما امسال می‌توانست اقلا دو جام بگیرد. من آن روز هم نمی‌خواستم مظلومی را تضعیف کنم چون مدیر باید از سرمربی تیمش حمایت کند. من این همه جام آوردم کسی اسمم را نیاورد ولی امسال بیچاره‌ام کردند. من همه تلاشم را می‌کنم اما بالاخره یکسری شرایط هم هست.

* البته این‌بار قلعه‌نویی هم خیلی ضربه خورد.


نه به اندازه من. حتی منتقدان قلعه‌نویی هم بیخیال او شدند و من را زدند.

* ولی مشکل شما این بود که امسال اختیار تیم خیلی هم دست خودتان نبود.



* می‌خواهیم یک سوال هم درباره نقش پسرهای اعضای هیات‌مدیره در تیمتان بپرسیم.

من جوابی برایتان ندارم. سوال بعدی لطفا.

* پسر خودتان چطور؟


آن بیچاره که تمام نقشی که دارد این است که بیاید بگوید حاجی‌ جان این پول خسرو حیدری را بده! او هم جوان بود و خیلی دوست داشت در سفرها همراه تیم باشد اما هیچ وقت نگذاشتم وارد محدوده تیم شود.

* ولی ماشاءالله باقی اعضای هیات‌مدیره این محدودیت را نداشتند.

سوال سیاسی نپرس لطفا (خنده جمعی برای پایان یک گفت‌و‌گوی 2 ساعته).

نوشته شده توسط م.شعبان زاد و ارزش آفرینان بانک کشاورزی در شنبه 1393/03/10 و ساعت

 


شیوه حرف زدن بلاژویچ، بویژه تاکیدش بر اصالت ایرانی کروات ها، نشان می دهد که او نیک دریافته است که ایرانیان قومی ستایش پسندند.
 
تاریخ انتشار:۱۶ شهريور ۱۳۹۰ - ۱۷:۳۰-07 September 2011
 
 
عصر ایران - گذشت زمان تاثیر چندانی در شیوه حرف زدن میروسلاو بلاژویچ نداشته است. او هنو زبه همه چیز امیدوار است و سعی می کند با سن بالای خودش به جوان ها امید بدهد. ظاهراً چیرو از بازگشت به ایران خیلی خوشحال است.

وی در گفتگو با روزنامه گل  در این باره می گوید: " من واقعاً از ایرانی ها تشکر می کنم که دوباره به من اعتماد کردند. می خواستم هر چه سریعتر یک تیم پیدا کنم و خوشحالم که دوباره به ایران برگشته ام. من دوستان زیادی در ایران دارم.  "

چیرو در پاسخ به این سئوال که آیا کروات ها می توانند به فوتبال ایران کمک کنند، می گوید: " بله، آن ها می توانند. تاریخ شناسان می گویند اصلیت کروات ها ایرانی است و فکر آن ها خیلی به هم نزدیک است. این طبیعی است که مربیان کروات زیادی در ایران حضور داشته باشند. اصلاً رگ و ریشه ما ایرانی است. من دوباره به اصل خود بازگشته ام ... حتی در کرواسی مرا " ایرانی " صدا می زنند. "

این شیوه حرف زدن بلاژویچ، بویژه تاکیدش بر اصالت ایرانی کروات ها، به خوبی نشان می دهد که او نیک دریافته است که ایرانی ها قومی ستایش پسندند. او قطعاً در دوران قبلی حضورش در ایران، دریافته است که ما ایرانی ها از بام تا شام مشغول تکریم و تجلیل خودمان هستیم و دائماً به افتخارات تاریخی از دست رفته مان، می نازیم.

هر چند که بخش بلندی از تاریخ ایران زمین به تارج رفته است و مردم این سرزمین نیز غالباً اهل تاریخ خواندن نیستند و از مقاطع تاریخی درخشان ایران باستان و ایران اسلامی ( تا پیش از حمله مغول ) چیز زیادی نمی دانند، ولی پربیراه نیست اگر بگوییم ایرانی جماعت همین که به انسان غیرایرانی می رسد، به یاد کوروش و تخت جمشید و ابن سینا و خیام و مولانا می افتد.

همه به یاد دارند که جواد خیابانی در گزارش بازی ایران و استرالیا، بعد از اینکه یک تماشاگر استرالیایی تور دروزاه ایران را از جای درآورد، به قدمت 120 ساله کشور استرالیا اشاره کرد تا مگر از این طریق ملت استرالیا را تحقیر کند. تحقیر ملت استرالیا آن هم با تاکید بر عمر کوتاه کشور استرالیا، صرفاً بابت عملکرد نامتعارف یکی از استرالیایی های حاضر در ورزشگاه، در حالی صورت گرفت که تماشاگران ایرانی بارها و بارها در ورزشگاه آزادی، رفتارهایی غیراخلاقی از خود بروز داده اند. اما خیابانی و امثال وی در چنین مواقعی به یاد قدمت دور و دراز ایران زمین نمی افتند و رفتار نابهنجار یک تماشاگر فوتبال را به مسائل تاریخی و عمر تمدن ایرانیان گره نمی زنند. پس چرا جواد خیابانی در دیدار با استرالیا چنان حرفی زد؟ برای اینکه او مبتلا به نوعی ناسیونالیسم کور و افراطی است.

باری، ناسیونالیست¬جماعت که معتقد است " هنر نزد ایرانیان است و بس"، و از پس عینک تحقیر به عالم و آدم بویژه اعراب همسایه می نگرد، هر حسنی که داشته باشد، عیب بزرگ ستایش پسندی را هم دارد. هم از این روست که جماعت ناسیونالیست، دائما بر طبل افتخارات تاریخی ایران زمین می کوبد، بدون اینکه لختی بیاندیشد که چرا دیگران پیش رفتند و ما عقب ماندیم.

بسیاری از ما ایرانیان، سال هاست که گرفتار این گمان باطلیم که فوتبال ایران برتر از فوتبال سایر کشورهای آسیایی است. حضور دائمی ژاپن و کره جنوبی در جام جهانی، صعود عربستان و ژاپن به مرحله یک هشتم نهایی جام جهانی ( در جام های 94 و 2002 )، حضور شش باره عربستان در فینال جام ملتهای آسیا ( در هشت دوره گذشته )، رشد چشمگیر فوتبال کشورهای عربی کوچک و سایر تحولات فوتبال آسیا، هیچ کدام نمی توانند آن نظر افراطی و ناسیونالیستی  را تغییر دهند و به کسانی که از برتری فوتبال ایران در آسیا دم می زنند، بقبولانند که این پندار، چیزی بیش از افسانه ای به تاریخ پیوسته نیست.

این ادبیات شاید برای خیلی از مخاطبان بلاژویچ و همانندان او – که خود ما هستیم – خوشایند باشد، ولی در نهایت ما را همچنان در بند ستایش پسندی مفرط، تملق گویی های شگفت انگیز، فقدان صراحت، تعارفات غلوآلود و نهایتاً اشتغال دائمی به رذیلت غیبت کردن و " بدگویی های در پشت سر " باقی نگه خواهد داشت.

مادامی که با تحسین پسندی های فردی و خودشیفتگی های جمعی و تاریخی مان، خواسته یا ناخواسته، باب گفتارها و نوشتارهای انتقادی را می بندیم، باید پدیده " تملق در پیش رو و غیبت در پشت سر " را نیز تحمل کنیم. نتیجه منطقی این وضعیت، فقدان شناخت روشن ما از آراء و عقایدی است که دیگران ( چه هموطن و چه غیرهموطن ) در قبال ما دارند. پس چه جای تعجب که در پیرامون خود با لبخندهای مشکوک و گاه سرشار از نفرت مواجه شویم. به قول سهراب سپهری: پشت لبخندی پنهان هر چیز. این گونه است که جهان انسان ایرانی، جهانی می شود که فروغ فرخزاد به زیباترین شکل ممکن آن را توصیف کرده است: " این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمی است / که همچنان که تو را می بوسند /  در ذهن خود طناب دار تو را می بافند. "

نوشته شده توسط م.شعبان زاد و ارزش آفرینان بانک کشاورزی در شنبه 1393/03/10 و ساعت

 


 
 
زمانی که خارجی‌ها ایران را Persia و تهران را Teheran می‌خواندندتغییرات نام کشورها در طول تاریخ، پدیده ای رایج بوده که در موراد متعددی مشاهده شده است. دلایل این تغییرات نیز بسته به عوامل سیاسی، تاریخی، فرهنگی و غیره متفاوت با یکدیگر تفاوت داشته است. در این میان، برخی تغییرات از جمله تبدیل نام کشور خودمان از «پرشیا» به «ایران» دارای دامنه گسترده تری بوده است. یک نشریه آمریکایی به این موضوع نگاهی انداخته است.
 
 با اینکه خود ایرانی ها این کشور را با نام «ایران» می شناختند، اما غربی ها از زمان یونان باستان همواره از نام «پرشیا» برای آن استفاده می کردند. 
 
در سال 1935، رضا شاه (که خودش محصول بریگاد استعماری قزاق بود) اعلام کرد که کشورش در متون رسمی باید با نام ایران مورد اشاره قرار بگیرد. هرچند اعمال این موضوع از همان زمان آغاز شد، اما تا سال 1963 هنوز هم استفاده از نام پرشیا متداول تر از نام ایران بود.
 
با این حال، استفاده از نام پرشیا هنوز هم به ویژه در بحث از فرهنگ ایرانی/ پارسی بسیار متداول است. یک کمدین ایرانی- آمریکایی زمانی به طنز گفته بود که برخی ایرانی ها، خود را پارسی می خوانند تا به این ترتیب افرادی که ایران را تهدید می دانند، سردرگم شوند. نام زبان این کشور نیز برای خود ماجرایی دارد: آیا این زبان «پرشین» نام دارد و یا آن گونه که خود مردم این کشور تلفظ می کنند، نام «فارسی» برای آن صحیح است؟
 
 
تغییرات صورت گرفته در برخی از نام ها نیز به سبب مشکل انگلیسی زبان ها در تلفظ نام صحیح آن بوده است. به عنوان مثال، تِهران (Tehran) در دوره ای تِهِران (Teheran) خوانده می شد. تلفظ نام دو شهر «بیجینگ» و «نانجینگ» در چین نیز به همین صورت دچار تغییر شده است. انگلیسی زبان ها تا دهه 1880، بیجینگ را «پکن» یا «پکینگ» می خواندند. نانجینگ نیز «نانکینگ» یا «نانکین» خوانده می شد. البته نام پکن همچنان در برخی از دیگر زبان ها مورد استفاده قرار می گیرد. 
 
نظر عده اي از خواننده ها

 من چند سال در سوئد بودم. آنجا مردم پرشین را بهتر می شناسند تا ایران
 
  استفاده از persia در عرصه بین المللی بهتر و با اصالت تره چون از قدیم با این نام شناخته می شدیم و ضمن اینکه متاسفانه خیلیه در غرب به دلیل شباهت آوایی iran و iraq رو با هم اشتباه می کنن و قائل به تمایز ما نیستند و فکر می کنند که ما هم عرب هستیم.
 
 ایران خیلی بهتر از پرشیا است. چون که ایران کشوری شامل چندین قوم هست در حالی که پرشیا صرفا نام قوم فارس رو به ذهمن متبادر می کنه.
 
   تا حدود سال 1345 در ایران به جای انگلیسی زبان فرانسه می خواندند و در زبان فرانسه Teheran می نوشتند
 
  
 من در آمریکا زندگی میکنم. اوایل هر کی ازم میپرسید کجایی هستی بهش میگفتم ایرانی هستم ولی در کمال ناباوری اصلا" نمیدونستن ایران کجاست و بعضی ها هم با عراق اشتباه میگرفتن. به چند تا از دوستام که ایرانی بودند موضوع رو گفتم و اونا بهم گفتن اکثر آمریکایی ها ایران رو نمیشناسن و باید بهشون بگی من پرشین هستم از اون موقع به بعد هر کی ازم میپرسه کجایی هستی میگم پرشین هستم خوشبختانه همه پرشین رو میشناسن ولی نکته منفیش هم اینه که بعضی هاشون تا اسم پرشین به گوششون میخوره سریع میگن فیلم 300 رو دیدی؟؟؟؟؟؟
 
 
 در کتاب ها و نرم افزار های دیکشنری وقتی معنی persian را جست و جو کنی فارس یا فارسی معنی میکنه در حالی که اینطور که مشخصه persian در گذشته به معنی یک قوم نبوده و نام ایران بوده.
به عنوان مثال در ایران پادشاهی نظیر شاه عباس بزرگ حکومت کرده که اذری بوده و در نتیجه persian به معنی یکی از اقوام ایرانی نیست.اگه به این معنی بود در زمان صفوی باید اسم کشور عوض میشد.
شاید persian زمانی به کار برده میشده که محدوده قلمرو از ایران بیشتر بوده و در واقع معنی امپراطوری پرشین میداده و بعد از قاجار که مرز های به ایران محدود شد نام ایران را انتخاب کردند
 
 پرشین اسم قشنگی است ولی به احترام اقوام مختلف این سرزمین لر وترک وکرد وبلوچ وعرب وترکمن وپارس ومازنی و...ایران بهتر است

نوشته شده توسط م.شعبان زاد و ارزش آفرینان بانک کشاورزی در شنبه 1393/03/10 و ساعت

 


بدون شک افزایش جمعیت برای کشورمان یک ضرورت است و حتی کشوری همچون چین با جمعیتی یک میلیارد و چند میلیون نفری نیز در حال تغییر و تعدیل سیاست تک فرزندی و حذف ممنوعیت دوفرزندی است اما بدون شک چنین تبلیعی مصداق دفاعِ بد است که برخی اوقات از حمله آسیب زننده تر است
کد خبر: ۳۹۸۳۴۸
تاریخ انتشار:۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۲۳:۲۰-05 May 2014
بازنشر بخشی از یکی از برنامه‌های شبکه‌های ماهواره‌های شیعه درباره دعوت به زادوولد و نسبت دادن این امر با ادبیاتی نه چندان در شان فضای عمومی به ائمه اطهار برای توجه به اهمیت مذهبی افزایش شمار اعضای خانوار، این پرسش را پیش آورده که آیا می‌توان به هر وسیله‌ای برای تشویق مردم به بچه‌دار شدن تمسک جست و چه میزان چنین رویکردی قابل هضم است؟

به گزارش «تابناک»، به تازگی کلیپی در فضای مجازی میان کاربران فارسی زبان اینترنت به طور گسترده به اشتراک گذاشته می‌شود که به پدیده این روزهای اینترنت مبدل شده است؛ کلیپی که حاوی گفتاری پیرامون دعوت به افزایش جمعیت است. در این کلیپ که ظاهراً بخشی از یک برنامه ماهواره‌ای متعلق به یکی از شبکه‌های ماهواره‌ای ملبغ تشیع است، یک روحانی ظاهراً معقول اقدام به دعوت مخاطبان این برنامه به افزایش جمعیت می‌کند که طبیعتاً این امر به خودی خود، قابل پذیرش است.

اما در ادامه به ادبیات بسیار عجیبی برای ترویج این امر متوسل می‌شود و برای بیان تعداد فرزندان به عددهای مقدس با اشاره به ائمه نظیر 5، 8، 12 و 14 از مردم می‌خواهد حداقل 5 فرزند داشته باشند و در ادامه نیز ادبیاتی به کار می‌برد که به واسطه عدم سهیم شدن در این ماجرا، قابل تکرار و بازنشر نیست. این بخش از برنامه که طبیعتاً برشی از یک برنامه بلند بوده، در همین زمان کوتاه نیز مفهوم را می‌رساند و نمی‌توان ادعا کرد که قطع بخشی از این برنامه، منجر به تحریف سخنان شده و متاسفانه گفتار بیان شده، آن هم با این ارتباطی که نسبت به مقدسات داده شد، قابل دفاع نیست.

بدون شک افزایش جمعیت برای کشورمان یک ضرورت است و حتی کشوری همچون چین با جمعیتی یک میلیارد  و چند میلیون نفری نیز در حال تغییر و تعدیل سیاست تک فرزندی و حذف ممنوعیت دوفرزندی است، چرا که تک فرزندی به سرعت نسل یک کشور را پیر کرده و آسیب‌های فراوانی برای کشوری با ساختار فرهنگی و مذهبی فعلی‌اش خواهد داشت که از این منظر ضمن آنکه مسئولان می‌بایست زیرساخت‌های لازم را برای افزایش جمعیت و ترتیب و شغل آنها فراهم سازند، پدران و مادران نیز می‌بایست به افزایش جمعیت خانوارها تشویق کرد.

آیا این‌گونه ترویج کثرت زادوولد حکم وهن تشیع را ندارد؟

با این حال آیا می‌توان برای تشویق مردم به این امر مهم و در مباحث کلان و ملی، راهبردی، اقدام به طرح هر مسئله‌ای کرد و از اعتقادات شیعیان به بدترین شکل ممکن برای ترویج کثرت زادوولد وام گرفت و اینچنین عملکردی حکم وهن تشیع را ندارد؟ متاسفانه این روش تنها منجر به تولید موجی از شوخی‌های زننده و تصاویر و کاریکاتور شده و عملاً به یک ضدتبلیغ بزرگ بدل شده و هرچند احتمالاً با توجه به شواهد نیت این روحانی و برنامه سازان شبکه مذکور خیر بوده اما نتیجه‌ای عکس داشته و این شاید به واسطه عدم آشنایی با شیوه تبلیغ چنین اموری است.

البته اتفاقات اینچنینی بارها در شبکه‌های ماهواره‌ای ظاهراً حامی تشیع که برخی از آنها در داخل ایران تولید برنامه می‌کنند، رخ داده و متاسفانه کارکرد منفی برخی از این شبکه‌ها کم نبوده است. هفته پیش بود که حجت‌الاسلام محمدصادق صالحی‌منش استاندار قم در سخنان خود در آیین افتتاح استودیوهای پخش زنده مسجد مقدس جمکران از نگرانی سیدحسن نصرالله از اوضاع در قم سخن گفت.

او این نگرانی را چنین بیان داشت: «برادر عزیزم سیدحسن نصرالله هفته گذشته هیئتی را فرستادند و من پذیرای ایشان بودم و از من خواستند که برخی از شبکه‌های ماهواره‌ای که از قم تغذیه می‌شوند، کنترل شوند و گله‌مند بودند که چرا چنین زمینه‌ای در قم فراهم شده است تا برای ایشان مشکل ایجاد شود.» برخی از این حاشیه به فضا اختلاف افکنی بیان شیعه و سنی است که رسماً بارها از سوی رهبری نهی شده اما همچنان شاهدش هستیم و برخی اتفاقات دیگر نظیر مورد فوق الاشاره نیز محصول برخی از همین شبکه‌ها است.

شاید بهتر باشد درباره عملکرد این شبکه‌ها اندکی تجدیدنظر کرد و یا حتی ادامه فعالیت برخی از آنها را متوقف ساخت، چرا که این مجموعه‌ها تا به حال دستاوردی برای تشیع نداشته و در مقابل هزینه‌هایی را نیز تحمیل کرده که مصداق دفاعِ بد است که برخی اوقات از حمله آسیب زننده تر است، کما اینکه شاید در یک سال اخیر اظهارات هیچ مخالف سیاست‌های افزایش جمعیت به اندازه این کلیپ، انعکاس و بازخورد معکوس در پی نداشته است.

نوشته شده توسط م.شعبان زاد و ارزش آفرینان بانک کشاورزی در سه شنبه 1393/02/16 و ساعت

 


پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

غول گردشگری ایران: حسین ثابت


حسین ثابت بکتاش متولد ۱۳۱۳ در مشهد است. از عناوین او، کارآفرین ثروتمند ایرانی، دلال فرش، و صاحب گروه هتل‌های ثابت را گفته‌اند. ثابت تا پنج سال قبل در جزایر قناری ۵ هتل (۵ هزار تخت) داشته و در ایران نیز هتل بزرگ داریوش را به سبک تخت جمشید در کیش ساخته است.

وی، غیر از این هتل، چهار هتل دیگر نیز در کیش دارد و شرکت تجارت بین‌المللی ثابت و مجموعه پارک دلفین‌های کیش (دلفیناریوم و باغ پرندگان با مساحت بیش از ۶۵ هکتار) متعلق به اوست.

او کلنگ سرمایه گذاری هتل ۷ ستاره کوروش را نیز در جزیره کیش بر زمین زده که سیستم‌های آن با انرژی خورشیدی کار می‌کند (به عنوان نخستین هتل سبز ایران) و ۵۰۰ اتاق خواهد داشت. سوئیت‌های هتل داریوش او در زمان‌های عادی سال هر شب ۴۰۰ هزار تومان و در ایام عید نوروز و… تا ۷۰۰ – ۸۰۰ هزار تومان هر شب اجاره داده می‌شود.

حسین ثابت چند هتل نیز در جزایر قناری اسپانیا تاسیس کرده و هم‌اکنون نیز بزرگترین شرکت هتل‌داری اسپانیا را صاحب است و خود او نیز در یکی از دو جزیره اختصاصی خود در اسپانیا زندگی می‌کند. در خرداد ۸۷ رئیس سازمان میراث فرهنگی از فروش هتل‌های لاله تهران، یزد و سرعین با قیمتی معادل ۱۲۰۰ میلیارد ریال خبر داد. اسفندیار رحیم مشایی در مورد خریدار این خرید بزرگ گفته بود: «خریدار این هتل‌ها یکی از سهامداران این مجموعه است که دارای سوابق درخشان و موثری در صنعت گردشگری و هتل داری در داخل و خارج از کشور است.» این خریدار همان ثابت بود.


 غول فولادی: محمد جابریان


محمد جابریان مدیرعامل مجتمع فولاد آرین سهند خریدار بلوک فولاد خوزستان بود که حتی افزایش ۸۷ درصدی قیمت عرضه نسبت به قیمت پایه نیز او را از دور رقابت خارج نکرد و سرانجام با اضافه کردن یک ریال سهامدار عمده فولاد خوزستان شد. او به همراه شش برادرش حدود سه دهه است که در بازار فولاد فعالیت می‌کنند. ارزش سهامی که تنها در این معامله خرید ۱۳۶۰ میلیارد تومان بود که حتما تمام ثروت این مرد نبوده است.

جابریان که «بچه کف بازار» است، درحال حاضر یک کارخانه فولاد دارد ودربازار آهن تهران یکی از سرشناس‌ترین‌هاست. یک نفر جدی یا شوخی گفته بود حاضر است سرقفلی موبایل جابریان را ۱۰۰میلیون تومان بخرد. فکرش رابکنید او با این خط موبایل چه می‌کند.


 غول بازار پول: محمد صدر هاشمی‌نژاد


از مؤسسان اولین بانک خصوصی کشور و رئیس هیأت مدیره بانک اقتصاد نوین، مدیر عامل شرکت توانمند ساختمانی استراتوس، کسی نمی‌داند او چقدر ثروت دارد، اما در زمینه ساختمان‌سازی و بازرگانی از بزرگان به شمار می‌رود.

محمد صدر هاشمی‌نژاد سال گذشته در یکی از نشست‌های هیات نمایندگان اتاق تهران، زمانی که فرهاد فزونی یکی از اعضای هیأت نمایندگان این اتاق با حرارت به انتشار نامش در فهرست ۳۰میلیاردر اعتراض می‌کرد، اعضای هیات نمایندگان را خطاب قرارداد و گفت: «بیش از این گزارش مواظب جریانی باشید که چندین قرن است در ایران ریشه دارد و مدام چنگ می‌زند، ربطی هم به این دولت و دولتهای قبل ندارد.»

غول صادرات: اسدالله عسگر اولادی


اسدالله عسگر اولادی، رئیس اتاق بازرگانی مشترک ایران و چین است و وضعیت واردات ایران از چین هم معلوم است. وی از یکی از روزنامه‌های کثیرالانتشار گله کرده بود که چرا از او با عنوان «حاجی ترانسفر» نام برده‌اند. عسگراولادی اهل تهران است و چه کسی است که او را نشناسد.

براساس روایتی معتبر و مستند پیرمرد خوش‌قلب در جریان نگرانی بخش خصوصی از واگذاری نمایشگاه بین‌المللی تهران با آن وسعت در آن نقطه اعیان‌نشین تهران در جمع هیات نمایندگان اتاق چنین گفته بود: «جناب رئیس (آل اسحاق) اگر اجازه می‌دهید، بنده به عنوان یک کاسب جزء همین حالا چک خرید نمایشگاه را بکشم.»

از اعضای به نام مؤتلفه، رئیس اتاق مشترک ایران و چین، دارنده شرکت بزرگ «حساس» که در عرصه صادرات خشکبار و به خصوص پسته ایران در سطح جهان صاحب نام است. تابستان سال گذشته هم گفته شد دو بانک چینی را خریده، البته بعدا متذکر شد که کل بانکها را نخریده، بلکه سهام آنها را خریداری کرده است. چندین سال قبل، مجله آمریکایی فوربس که یک نشریه معتبر اقتصادی و مالی است و همواره وضع مالی شرکتهای بزرگ و افراد ثروتمند جهان را دنبال و در باره آنها گزارش تهیه می‌کند دارایی‌های او را به تخمین یکی از بانکداران ایرانی چهارصد میلیون دلار برآورد کرده بود. والبته فراموش نباید کرد که در یکی از همایشهای صادراتی، یک نفر گفت آقای عسگراولادی ۱۳۰میلیون صادرات دارد که او تکذیب کرد وگفت: «به ۱۰۰میلیون دلار نمی‌رسد.»


 غول تکنولوژی: علاءالدین


امکان ندارد موبایل داشته باشید و نام علاءالدین را نشنیده باشید. صاحب پاساژ علاءالدین مردی است به همین نام. همان پاساژ سرخ رنگ حافظ – جمهوری که در کنار ساختمان سازمان بورس واقع شده است.

سرمایه حاجی علاءالدین مشخص نیست. این مرد همیشه در اتاقی کوچکی می‌نشیند که در طبقه همکف پاساژ قرار گرفته است. ظاهر مغازه چیز خاصی ندارد و رنگ و رو رفته هم هست، اما از پله‌های آهنی باریک انتهای مغازه که بالا بروید، حاجی، بزرگ بازار موبایل جمهوری، آنجا نشسته. سرمایه‌دار بازار موبایل جمهوری در دفتری با سقفى کوتاه، عرضى کم و طولى حدود ۲ تا ۲.۵ متر می‌نشیند.


 غول ورزش: حسین هدایتی


محمدرضا هدایتی ۴۵ ساله و متولد تهران از محله دولاب است. مالک صنایع استیل آذین، مالک کارخانه‌های فولادسازی و ورق، دارنده بزرگترین شرکت پرورش میگوی ایران، برج‌ساز در دبی و دارای ملک و املاک در حاشیه خلیج فارس، مالک زمین‌های کشاورزی، سهامدار بازار مبل ایران، رئیس شرکتهای تجاری در ایران و خاورمیانه و چندین و چند فعالیت تجاری دیگر، عناوینی است که به حسین هدایتی نسبت می‌دهند.

خودش می‌گوید: «۲۲ سال است در کارخانه داری، کشاورزی و ساختمان سازی فعالیت می‌کنم. یک بچه مسلمانم که وجوهات خود را می‌پردازم و یک ریال هم بدهی بیمه‌ای و مالیاتی ندارم.»

عابر بانک پرسپولیسی‌ها (لقب هدایتی) حاضر است ۲۰ میلیارد تومان برای تصاحب این تیم و پر طرفدار بدهد، اما هنوز بحث خصوصی سازی در ورزش ما آنچنان جدی نشده که کسی به پیشنهاد اغوا کننده حسین هدایتی توجه کند.


 غول بازار مبل: علی انصاری


محله و خانه قدیمی‌اش در مهرآباد جنوبی، ۲۰ متری زاهدی (شمشیری فعلی) و دقیقاً روبه روی مسجد امام جعفر صادق بود اما حالا دیگر آنجا نیست و در شمال شهر تهران باید سراغش را گرفت.

می‌گویند بخش کوچکی از اموال و دارایی‌های علی انصاری، بخش زیادی از زمین‌های یافت آباد است که الان بازار مبل ایران در آن بنا شده است. علی انصاری، اگرچه رئیس گروه سرمایه‌گذاری تات است و رئیس اتحادیه مبل سازان تهران، اما برای چهره شدن، ورود به عرصه فوتبال را انتخاب کرد. علی انصاری رئیس فدراسیون دوچرخه سواری است، اما با حضور در هیات مدیره باشگاه تبدیل به چهره خبرساز شد و حالا او را با حسین هدایتی مالک باشگاه استیل آذین، مقایسه می‌کنند. مشکلات مالی استقلال تاحدودی به دست انصاری حل و فصل شد.


 غول نوکیا: احمد ابریشم چی

 

احمد ابریشم چی، متولد سال ۱۳۱۷ قم از کسانی است که در واردات تلفن همراه و وسایل جانبی و دستگاههای مخابراتی یکی از چهرههای شاخص در ایران به شمار میرود. همه نام او را در کنار ایراتل، نوکیا میشناسند. روزنامه اعتماد ملی از او با عنوان پدرخوانده نوکیا در ایران یاد کرده بود. همان «الف.الف» که در تابستان داغ سال ۸۸ و همزمان با حاشیه‌های انتخابات، گزارشی در روزنامه اعتماد ملی درباره وی منتشر شد و در روزنامه کیهان هم چند باری به وی حمله شد.

ابریشمچی در امور خیریه هم فعالیت‌هایی داشته است. از آن جمله می‌توان به پذیرایی از مهمانان در تمام طول سال در ویلاها و مهمانسراها در شمال و مشهد، اشاره کرد. همان چیزی که یکبار مورد نقد و حمله شدید روزنامه کیهان نسبت به او شد.

کیهان معتقد بود میهمانان خاصی به ویلاهای او سر می‌زنند، از جمله برخی مقامات. در هفته اول اسفندماه سال ۸۵، و در جریان فرار شهرام جزایری، حسین شریعتمداری در یادداشتی به بررسی احتمال دست داشتن برخی از افراد در فرار شهرام جزایری می‌پردازد که به دلایلی از سوی برخی از افراد حمایت می‌شدند.

نوشته شده توسط م.شعبان زاد و ارزش آفرینان بانک کشاورزی در جمعه 1393/02/05 و ساعت

 


 حداقل زمان انتظار برای انجام کارهای بانکی 10 دقیقه است این زمان به صورت خوشبینانه محاسبه شده در ساعات شلوغ شعب یا ایام خاص سال مانند نوروز گاهی برخی مراجعه کنندگان تا 45 دقیقه هم در صف های بانک به انتظار می نشینند.

به گزارش بانکی دات آی آر، این زمان بهترین فرصت برای بانک هاست تا مشتریان و مراجعه کنندگان را با خدمات خود آشنا کنند و آنها را به استفاده از خدمات بانکشان ترقیب نمایند اما حقیقت این است که بانک ها برای این زمان هیچ برنامه خاصی ندارند.

 

 

نصب برخی پوستر های کم محتوا و سطحی،برشورهای پرهزینه و با بهترین کاغذها که اغلب چک نویس می شوند از جمله اقداماتی است که سالهاست اجرایی شده اما بازخورد مثبت چندانی نداشته اند.

مردم حتی در خصوص ساده ترین مسائل بانکی درشعب پاسخی برای سوالات خود نمی یابند و زمانشان به انتظار کشنده سپری می شود درحالی که این زمان مرده بهترین فرصت بود که می شد از آن برای آموزش همگانی و حتی معرفی خدمات بانک بهره برد.

متصدیان شعب به شدت مشغول کارند و دقت وسرعت جزء لاینفک کار آنهاست مدتی برخی شعب برای پاسخگویی باجه های خاصی را راه اندازی کردند که چندان موفق عمل نکردند و مجبور به جمع آوری آن شدند.

شاید این ایده بسیار بکر بود و می شد از آن بهره های فراوانی برد اما عدم آموزش درست افرادی که برای این کار در نظر گرفته شده بودند و عدم برنامه ریزی مدون و طولانی مدت برای آن باعث شکست چنین طرح هایی شد.

این که بانک ها به قدرت بلقوه این زمان مرده پی برده اند جای بسی امیدواری است و انتظار می رود طی سال ها و زمان های آتی برای بهره برداری صحیح از آن برنامه ریزی دقیقی صورت پذیرد.

نوشته شده توسط م.شعبان زاد و ارزش آفرینان بانک کشاورزی در شنبه 1393/01/30 و ساعت

 


 
آی بی نیوز - به گزارش‌روابط‌عمومی بانک‌پاسارگاد، این بانک در راستای ایفای مسئولیت‌های اجتماعی خود و حمایت از تیم ملی فوتبال ایران، "سپرده حامی تیم ملی فوتبال ایران" را جهت تسهیل حمایت مالی هم‌میهنان گرامی از تیم ملی کشورمان، افتتاح می‌کند.

   بر اساس این خبر، مشتریان عزیز با افتتاح یک سپرده کوتاه‌مدت، این اختیار را تا پایان سال 1393به بانک می‌دهند که حداقل 50%  از سود متعلق به سپرده ایشان به‌صورت خودکار به حساب حمایت از تیم ملی فوتبال ایران واریز شود.

"سپرده کوتاه‌مدت حامی تیم ملی فوتبال ایران" با نرخ 5% بیشتر از سود سپرده‌های کوتاه‌مدت عادی افتتاح می‌گردد که این میزان از سود به هزینه بانک  به حساب  حمایت از تیم‌ملی  فوتبال ایران  واریزمی‌شود.

    بانک پاسارگاد جهت ایجاد انگیزه بیشتر به منظور  مشارکت هموطنان عزیز در این طرح ملی امتیازاتی به شرح زیر را نیز  برای حساب مذکور در نظر گرفته‌است:

1-  عضویت کلیه سپرده‌گذاران در کانون هواداران حامی تیم‌ملی فوتبال ایران.

2-  شرکت در قرعه‌کشی3 عدد توپ طلا هرکدام به‌وزن یک‌کیلوگرم‌ با کسب‌امتیاز هریکصدهزارریال یک امتیاز در هر روز.

نوشته شده توسط م.شعبان زاد و ارزش آفرینان بانک کشاورزی در شنبه 1393/01/30 و ساعت

 


آخرين عكس مرتضي پاشايي در كيش نوروز  1393

نوشته شده توسط م.شعبان زاد و ارزش آفرینان بانک کشاورزی در شنبه 1393/01/30 و ساعت

 


مطالب پیشین






















.............. مطالب قدیمی‌تر >>

درباره



لوگوی ما



جستجو

     

پیوند های روزانه
Bank Keshavarzi English Website
Bank Keshavarzi English Website
محك-حمايت از كودكان سرطاني
کارمند بانک کشاورزی
استخدام بانکها
ما همکاران

لیست تمام پیوند ها



صفحه اصلي |  پست الکترونيک |  اضافه به علاقه مندي ها |  ذخيره صفحه |  لينك آر اس اس  |  طراح قالب

 

Powered By blogfa.com Copyright © 2009 by bankkeshavarzi
Design By : wWw.Theme-Designer.Com