X
تبلیغات
بانك كشاورزي ، بانك سبز ايران

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب میهن بلاگ

قالب جوان بلاگ

قالب ایران بلاگ

قالب رویا بلاگ

قالب پرشین بلاگ

قالب بلاگ وب

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

ابزار وبلاگ نویسی

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وبلاگ

تم دیزاینر

 

صفحه اصلی

ايميل ما

آرشيو مطالب

طراح قالب

 
  کاربر مهمان، خوش آمديد!

منوی اصلی
لينکهاي سريع
صفحه نخست
ايميل ما
آرشيو مطالب
عناوین مطالب وبلاگ
طراح قالب

آرشیو ماهانه
اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1392
آذر 1392
آبان 1392
مهر 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
ادامه ی آرشیو ماهانه

لينک دوستان

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ
نظام پيشنهادهاي بانك كشاورزي
ساختار سازماني بانك كشاورزي
پخش زنده مرقد امام حسين (ع)
من و شما - عباس رسول زاده
سئوالات و گرامر زبان انگلیسی
معاونت همكاريهاي بين المللي
موسسه عالي بانكداري ايران
سایت رسمی بانک کشاورزی
چهار دقيقه ورزش كارمندي
آموزش گرامر زبان انگلیسی
مقررات اعتبارات اسنادي
پژوهشکده پولی و مالی
معرفي بانك كشاورزي
بانك مركزي ج. ا. ايران
مجموعه مقالات
تست تمرکز
فائو
International Monetary Fund
Grammin Bank
World Bank
Economist
English
كامل ترين بانك آدرس سايت


لوگوی دوستان


آمار بازدید

بانك كشاورزي ، بانك همه مردم ايران





متنی زیبا با نگرشی عمیق

هرچند یکبار، ایمیل هایی درباره ایران میگیریم که عکسهای خنده دار را نشان میدهد و موضوع آن " فقط در ایران " یا "only in Iran" است.  این ایمیل ها اگرچه خنده به لب مینشاند و بعدی از ابعاد جامعه ایران را نشان میدهد، اما در ایران چیزهایی هم هست که ساده از کنارشان میگذریم.  اگر مدتی از ایران دور باشید، این نکات زیبا بیشتر خود را نشان میدهند.

امروز با همسرم به کوهپیمایی در دارآباد رفتیم. نیمه های راه گروهی زن و مرد با سن های کم و زیاد نشسته بودند. مردی با موهای سپید و صدایی بسیار زیبا، داشت ترانه میخواند و بقیه هم با او دم گرفته بودند. آنقدر جو گیرنده ای بود که ماهم نشستیم و با خواننده دم گرفتیم. وقتی ترانه شادتر شد، جوانی خوش تیپ بلند شد و شروع کرد به رقصیدن. خواستم فیلمی بگیرم، فکر کردم شاید دوست نداشته باشند. در اینحال فکر میکردم کجای دنیا چنین حالت و جوی را میشود دید؟

 

برگشتیم در قهوه خانه ساده بالای کوه، سفارش املت دادیم. کنار دست فروشنده نوشته بود: ما را در Facebook ملاقات کنید. بازفکر کردم در کجای دنیا میشود اینچنین املت خوشمزه و نان لواشی پیدا کرد که فروشنده اش هم تا این حد به روز باشد؟ چون من تا حدی دنیا دیده هستم، به تجربه میگویم: هیچ کجا. 


هنگام برگشتن خانمی با مانتو و روسری و ظاهری مرتب در حال فروختن گل بود. آنقدر ظاهر با کلاسی داشت که برای خرید گل پنجره را باز کردیم. شخصیت با وقاری داشت. وقتی گفتیم به شما نمی آید گل بفروشید، با کلامی تکان دهنده گفت:  بی کس هستم، اما ناکس نیستم.. زندگی را باید با شرافت گذروند. کجای دنیا میتوان این سطح از فلسفه و حکمت را، در کلام یک گلفروش یافت؟

 

به خانه که رسیدیم همسرم یادش افتاد چیزهایی را نخریده است. به سوپری نزدیک خانه رفتم و خرید کردم. دست کردم دیدم کیفم همراهم نیست. گفتم ببخشید پول نیاوردم، میروم بیاورم و در حالیکه مبلغ کالایی که خریده بودم کم نبود، مغازه دار با اصرار گفت نه آقا قابل شما رو نداره ببرید و با کلامی جدی و قاطع کالا را به من داد. تشکر کردم و در راه خانه فکر کردم کجای دنیا چنین اعتمادی به یک غریبه وجود دارد؟ تازه پول را هم که آوردم فروشنده با تعجب گفت: آخه چه عجله ای بود؟

 

شب در حالیکه پشت لپ تاپم داشتم کار میکردم، یکباره صدای آکاردئون یکی از ترانه های خاطره انگیز را سر داد. در کوچه نوازنده ای با زیباترین حالت و مهارتی خاص مینواخت. به دنبال صدا رفتم و پنجره را باز کردم. یکی آمد و به او نزدیک شد و گفت از طبقه هشتم آمدم پایین فقط بخاطر این ملودی قشنگی که میزنی.  با رضایت پولی به او داد و رفت. حساب کردم دیدم پولی که در این کوچه گرفت را اگر در ده کوچه گرفته باشد، درآمد ماهانه خوبی دارد. در کجای دنیا کسی میتواند در کوچه ای سرودی را سر دهد؟ من جایی ندیده ام.

 

می توان همه رخدادهای بالا را منفی دید.  

چرا باید خانمی با وقار گل بفروشد..؟ 

چرا فردی که به کامپیوتر وارد است باید بالای کوه املت درست کند..؟  

چرا باید نوازنده ای ماهر در کوچه بنوازد...؟؟ و از این دست نگاههای منفی که خیلی ها دارند.  اما هیچ راه حلی هم ندارند که مثلا این مرد اگر در کوچه ننوازد، چه مشکلی حل خواهد شد؟ و آیا نگاههای منفی ما کمکی به حل مشکلات دنیا میکند؟

من هر چه را دیدم مثبت میدیدم.

  بعضی از ما چیزهایی را برای خودمان ذهنی کرده ایم در حالیکه در عمل وجود ندارند. و آنچه را نیز که وجود دارد، چشم ما نمی بیند و ذهن ما درک نمیکند. مثلا آدمها را به دو گروه "باکلاس" و" بی کلاس" تقسیم کرده ایم..! ماکسیما، پرادو و بنز با کلاس، و پیکان و پراید بی کلاسند. 


حالا در جاده گیر کنید، به هردلیل...، چه تمام شدن بنزین، چه خرابی ماشین...
امتحان کنید, حتی یک ماکسیما و پرادو و بنز بخاطر کمک به شما توقف نمیکنند و اگر کسی به کمکتان بیاید یا پیکان دارد یا پراید و یا وانت...کدام با کلاس ترند؟ میتوانید به رخدادهای یکروز عادی از زندگی فکر کنید، در آن تلخ و شیرین بسیار وجود دارد.

نوشته شده توسط م.شعبان زاد و ارزش آفرینان بانک کشاورزی در جمعه 1392/12/16 و ساعت

 


04 March 2014
کودک آسماني، با پروازي بي انتها بر بال اشک هاي مادر، جان دختربچه اي را از مرگ نجات داد.

به گزارش خراسان، «اميرحسام سرکي» کودک ۹ ماهه اي بود که پس از يک بيماري کوتاه دچار مرگ مغزي شد و اعضاي خانواده اش با اهداي کليه هاي او به دختر ۱۰ ساله اي که از ۳ سال قبل دياليز مي شد، زندگي دوباره اي به وي بخشيدند.

 مسئول واحد فراهم آوري و پيوند اعضاي دانشگاه علوم پزشکي مشهد با بيان اين مطلب گفت: «اميرحسام» به خاطر تشنج در بيمارستان دکتر شيخ مشهد بستري شده بود اما تلاش شبانه روزي کادر پزشکي براي نجات جان وي به نتيجه نرسيد و اين کودک دچار مرگ مغزي شد. 

دکتر ابراهيم خالقي افزود: با موافقت پدر و مادر اين کودک ۹ ماهه، هر دو کليه وي در بيمارستان منتصريه مشهد به دختر ۱۰ ساله اي اهل کوهسرخ که حدود ۳ سال بود از بيماري کليوي رنج مي برد، پيوند زده شد.

 وي اضافه کرد: اين دومين پيوند اعضاي کودک خردسال در کشور است که اولين آن نيز اعضاي کودک ۶ ماهه اي بود که چند ماه قبل در مشهد اهدا شد.

 پدر اين کودک نيز پس از اهداي اعضاي فرزندش به خراسان گفت: حدود ۲ هفته قبل فرزندم به بيماري تب و اسهال شديد مبتلا شد اما همه ما فکر مي کرديم تب او به خاطر رشد اوليه دندان است اما وقتي حال او بدتر شد و داروها نيز بي تأثير بود او را در بيمارستان دکتر شيخ بستري کرديم که چند روز بعد با همه تلاش کادر پزشکي مرگ مغزي او اعلام شد و بدين ترتيب کليه هايش را اهدا کرديم.

 حامد سرکي افزود: دلم به حال همسرم مي سوخت. او حدود ۱۰ شبانه روز اصلاً نخوابيده بود و تنها در کنار فرزندم بود تا جايي که من از پزشکان خواستم براي همسرم داروي خواب آور تجويز کنند. 

وي اضافه کرد: روزي که اميرحسام را به اتاق عمل بردند پدر و مادر دختر ۱۰ ساله اشک مي ريختند اما من خوشحال بودم باور کنيد اصلاً نفهميديم اين کودک چگونه به دنيا آمد و چگونه از پيش ما رفت!

 مادر ۲۶ ساله اميرحسام نيز که اولين فرزند خود را از دست داده بود در حالي که به آرامي اشک مي ريخت گفت: هر شب به اميد اين که فرزندم چشمان زيبايش را باز کند تا صبح کنار تختش بيدار ماندم اما روزي که رضايت نامه اهداي عضو را امضا کردم خيلي سخت بود. آن روز من شکستن دل يک مادر را با تمام وجود حس کردم.

 فاطمه فدايي اضافه کرد: يک لحظه خودم را جاي مادري گذاشتم که حداقل اميدي به زنده ماندن فرزندش دارد، احساس مادر آن دختر ۱۰ ساله را که ۳ سال دياليز مي شد به خوبي حس مي کردم. وقتي رضايت نامه را امضا کردم نزد فرزندم رفتم گويي مثل هميشه خواب بود. چهره معصومش را بوسيدم و گفتم: مرا ببخش فرزندم! تو را به خدا مرا ببخش! کاش مي شد مي توانستم زندگي خودم را به تو اهدا کنم اما کاري از دست من ساخته نيست گويي تو فقط به دنيا آمدي تا به يک نفر ديگر جان ببخشي!

صورتم را به صورتش چسباندم و لحظاتي بي حرکت فقط به چشمان زيبايش خيره شدم. لحظه خداحافظي، لحظه سختي بود اما وقتي لبخندهاي آن دختر ۱۰ ساله يادم آمد گفتم: راحت بخواب عزيزم من هم با لبخند آن دختر دياليزي زندگي مي کنم.

نوشته شده توسط م.شعبان زاد و ارزش آفرینان بانک کشاورزی در سه شنبه 1392/12/13 و ساعت

 


04 March 2014
کودک آسماني، با پروازي بي انتها بر بال اشک هاي مادر، جان دختربچه اي را از مرگ نجات داد.

به گزارش خراسان، «اميرحسام سرکي» کودک ۹ ماهه اي بود که پس از يک بيماري کوتاه دچار مرگ مغزي شد و اعضاي خانواده اش با اهداي کليه هاي او به دختر ۱۰ ساله اي که از ۳ سال قبل دياليز مي شد، زندگي دوباره اي به وي بخشيدند.

 مسئول واحد فراهم آوري و پيوند اعضاي دانشگاه علوم پزشکي مشهد با بيان اين مطلب گفت: «اميرحسام» به خاطر تشنج در بيمارستان دکتر شيخ مشهد بستري شده بود اما تلاش شبانه روزي کادر پزشکي براي نجات جان وي به نتيجه نرسيد و اين کودک دچار مرگ مغزي شد. 

دکتر ابراهيم خالقي افزود: با موافقت پدر و مادر اين کودک ۹ ماهه، هر دو کليه وي در بيمارستان منتصريه مشهد به دختر ۱۰ ساله اي اهل کوهسرخ که حدود ۳ سال بود از بيماري کليوي رنج مي برد، پيوند زده شد.

 وي اضافه کرد: اين دومين پيوند اعضاي کودک خردسال در کشور است که اولين آن نيز اعضاي کودک ۶ ماهه اي بود که چند ماه قبل در مشهد اهدا شد.

 پدر اين کودک نيز پس از اهداي اعضاي فرزندش به خراسان گفت: حدود ۲ هفته قبل فرزندم به بيماري تب و اسهال شديد مبتلا شد اما همه ما فکر مي کرديم تب او به خاطر رشد اوليه دندان است اما وقتي حال او بدتر شد و داروها نيز بي تأثير بود او را در بيمارستان دکتر شيخ بستري کرديم که چند روز بعد با همه تلاش کادر پزشکي مرگ مغزي او اعلام شد و بدين ترتيب کليه هايش را اهدا کرديم.

 حامد سرکي افزود: دلم به حال همسرم مي سوخت. او حدود ۱۰ شبانه روز اصلاً نخوابيده بود و تنها در کنار فرزندم بود تا جايي که من از پزشکان خواستم براي همسرم داروي خواب آور تجويز کنند. 

وي اضافه کرد: روزي که اميرحسام را به اتاق عمل بردند پدر و مادر دختر ۱۰ ساله اشک مي ريختند اما من خوشحال بودم باور کنيد اصلاً نفهميديم اين کودک چگونه به دنيا آمد و چگونه از پيش ما رفت!

 مادر ۲۶ ساله اميرحسام نيز که اولين فرزند خود را از دست داده بود در حالي که به آرامي اشک مي ريخت گفت: هر شب به اميد اين که فرزندم چشمان زيبايش را باز کند تا صبح کنار تختش بيدار ماندم اما روزي که رضايت نامه اهداي عضو را امضا کردم خيلي سخت بود. آن روز من شکستن دل يک مادر را با تمام وجود حس کردم.

 فاطمه فدايي اضافه کرد: يک لحظه خودم را جاي مادري گذاشتم که حداقل اميدي به زنده ماندن فرزندش دارد، احساس مادر آن دختر ۱۰ ساله را که ۳ سال دياليز مي شد به خوبي حس مي کردم. وقتي رضايت نامه را امضا کردم نزد فرزندم رفتم گويي مثل هميشه خواب بود. چهره معصومش را بوسيدم و گفتم: مرا ببخش فرزندم! تو را به خدا مرا ببخش! کاش مي شد مي توانستم زندگي خودم را به تو اهدا کنم اما کاري از دست من ساخته نيست گويي تو فقط به دنيا آمدي تا به يک نفر ديگر جان ببخشي!

صورتم را به صورتش چسباندم و لحظاتي بي حرکت فقط به چشمان زيبايش خيره شدم. لحظه خداحافظي، لحظه سختي بود اما وقتي لبخندهاي آن دختر ۱۰ ساله يادم آمد گفتم: راحت بخواب عزيزم من هم با لبخند آن دختر دياليزي زندگي مي کنم.

نوشته شده توسط م.شعبان زاد و ارزش آفرینان بانک کشاورزی در سه شنبه 1392/12/13 و ساعت

 


04 March 2014
کودک آسماني، با پروازي بي انتها بر بال اشک هاي مادر، جان دختربچه اي را از مرگ نجات داد.

به گزارش خراسان، «اميرحسام سرکي» کودک ۹ ماهه اي بود که پس از يک بيماري کوتاه دچار مرگ مغزي شد و اعضاي خانواده اش با اهداي کليه هاي او به دختر ۱۰ ساله اي که از ۳ سال قبل دياليز مي شد، زندگي دوباره اي به وي بخشيدند.

 مسئول واحد فراهم آوري و پيوند اعضاي دانشگاه علوم پزشکي مشهد با بيان اين مطلب گفت: «اميرحسام» به خاطر تشنج در بيمارستان دکتر شيخ مشهد بستري شده بود اما تلاش شبانه روزي کادر پزشکي براي نجات جان وي به نتيجه نرسيد و اين کودک دچار مرگ مغزي شد. 

دکتر ابراهيم خالقي افزود: با موافقت پدر و مادر اين کودک ۹ ماهه، هر دو کليه وي در بيمارستان منتصريه مشهد به دختر ۱۰ ساله اي اهل کوهسرخ که حدود ۳ سال بود از بيماري کليوي رنج مي برد، پيوند زده شد.

 وي اضافه کرد: اين دومين پيوند اعضاي کودک خردسال در کشور است که اولين آن نيز اعضاي کودک ۶ ماهه اي بود که چند ماه قبل در مشهد اهدا شد.

 پدر اين کودک نيز پس از اهداي اعضاي فرزندش به خراسان گفت: حدود ۲ هفته قبل فرزندم به بيماري تب و اسهال شديد مبتلا شد اما همه ما فکر مي کرديم تب او به خاطر رشد اوليه دندان است اما وقتي حال او بدتر شد و داروها نيز بي تأثير بود او را در بيمارستان دکتر شيخ بستري کرديم که چند روز بعد با همه تلاش کادر پزشکي مرگ مغزي او اعلام شد و بدين ترتيب کليه هايش را اهدا کرديم.

 حامد سرکي افزود: دلم به حال همسرم مي سوخت. او حدود ۱۰ شبانه روز اصلاً نخوابيده بود و تنها در کنار فرزندم بود تا جايي که من از پزشکان خواستم براي همسرم داروي خواب آور تجويز کنند. 

وي اضافه کرد: روزي که اميرحسام را به اتاق عمل بردند پدر و مادر دختر ۱۰ ساله اشک مي ريختند اما من خوشحال بودم باور کنيد اصلاً نفهميديم اين کودک چگونه به دنيا آمد و چگونه از پيش ما رفت!

 مادر ۲۶ ساله اميرحسام نيز که اولين فرزند خود را از دست داده بود در حالي که به آرامي اشک مي ريخت گفت: هر شب به اميد اين که فرزندم چشمان زيبايش را باز کند تا صبح کنار تختش بيدار ماندم اما روزي که رضايت نامه اهداي عضو را امضا کردم خيلي سخت بود. آن روز من شکستن دل يک مادر را با تمام وجود حس کردم.

 فاطمه فدايي اضافه کرد: يک لحظه خودم را جاي مادري گذاشتم که حداقل اميدي به زنده ماندن فرزندش دارد، احساس مادر آن دختر ۱۰ ساله را که ۳ سال دياليز مي شد به خوبي حس مي کردم. وقتي رضايت نامه را امضا کردم نزد فرزندم رفتم گويي مثل هميشه خواب بود. چهره معصومش را بوسيدم و گفتم: مرا ببخش فرزندم! تو را به خدا مرا ببخش! کاش مي شد مي توانستم زندگي خودم را به تو اهدا کنم اما کاري از دست من ساخته نيست گويي تو فقط به دنيا آمدي تا به يک نفر ديگر جان ببخشي!

صورتم را به صورتش چسباندم و لحظاتي بي حرکت فقط به چشمان زيبايش خيره شدم. لحظه خداحافظي، لحظه سختي بود اما وقتي لبخندهاي آن دختر ۱۰ ساله يادم آمد گفتم: راحت بخواب عزيزم من هم با لبخند آن دختر دياليزي زندگي مي کنم.

نوشته شده توسط م.شعبان زاد و ارزش آفرینان بانک کشاورزی در سه شنبه 1392/12/13 و ساعت

 


خشونت‌های روز پنجشنبه اول اسفند بین نیروهای پلیس اوکراین و تظاهرکنندگان مخالف دولت باعث شد تا میدان استقلال شهر کی‌یف در اوکراین به صحنه جنگ تبدیل شود.

23 February 2014
                                                                  عکس: میدان استقلال اوکراین قبل و بعد از درگیری ها

نوشته شده توسط م.شعبان زاد و ارزش آفرینان بانک کشاورزی در یکشنبه 1392/12/04 و ساعت

 



نوشته شده توسط م.شعبان زاد و ارزش آفرینان بانک کشاورزی در یکشنبه 1392/12/04 و ساعت

 


نوشته شده توسط م.شعبان زاد و ارزش آفرینان بانک کشاورزی در یکشنبه 1392/12/04 و ساعت

 


مایلی‌کهن با تی‌شرت کالیفرنیا
این همان عکسی است که علی دایی روز پنج‌شنبه آن اشاره کرد و در واکنش به حرف‌های اخیر مایلی‌کهن گفت خوب است من هم تی‌شرت کالیفرنیا بپوشم!
به گزارش رادنیوز، پس از آن که محمد مایلی‌کهن در واکنش به حرف‌های دایی لباس کارگران شهرداری را پوشید و در ورزشگاه تختی بندرانزلی حاضر شد، علی دایی این حرکت منتقد سرسخت خود را عوام‌فریبی خواند و گفت: خوب است من هم تی‌شرت کالیفرنیا را بپوشم؟!

دایی در کنفرانس خبری قبل از بازی پرسپولیس و صبا گفته بود: برخی آدم‌ها هر لحظه رنگ عوض می‌کنند و قبل و بعد از انقلاب تیپ و قیافه‌شان هم تغییر کرده است. خوب است اکنون من هم تی‌شرت مارک USA بپوشم؟! مردم ناصر حجازی را به این دلیل دوست داشتند که هیچ وقت رنگ عوض نکرد و قبل و بعد از انقلاب یک شکل و قیافه و تیپ داشت.

اشاره دایی به همین عکس دهه 50 محمد مایلی‌کهن است که او را با تی‌شرت کالیفرنیا کنار جمشید رشیدی، زنده‌یاد صفر ایرانپاک و محمدرضا خلعتبری نشان می‌دهد.

حالا لابد نوبت مایلی‌کهن است که سراغ اینترنت برود و یک سوتی از علی دایی پیدا کند.

 بد نیست بدانید چند سال قبل هم دادکان وقتی با مایلی‌کهن درگیر بود، با اشاره به همین عکس از گذشته حاجی مایلی حرف زد و حتی گذشته این مربی را سیاه خواند!


نوشته شده توسط م.شعبان زاد و ارزش آفرینان بانک کشاورزی در شنبه 1392/12/03 و ساعت

 



Very interesting!!I
Bell pepper...I
Just learn something new!

https://www.facebook.com/photo.php?fbid=602120206483128&set=a.159110307450789.37970.158013644227122&type=1&ref=nf
I never knew this! Flip the bell peppers over to check their gender. The ones with four bumps are female and those with three bumps are male. The female peppers are full of seeds, but sweeter and better for eating raw and the males are better for cooking
 
بسیار جالب!!!
فلفل دلمه ای
بیایین یه چیز جدید یاد بگیریم!!!
هیچوقت نمی دونستم! برای تشخیص جنسیت فلفل دلمه ای، اونا رو باید وارونه کنین، فلفل هائی که چهار تا برجستگی زیرشون دارن، ماده و اونایی که سه تا برجستگی زیرشون دارن، نر هستن. فلفلهای ماده پر از دانه، اما شیرین و برای مصرف خوراکی به صورت خام مناسبترن و فلفلهای نر برای  آشپزی مناسبن !!! فلفلهاي ماده پس از پخته شدن كمي تلخ ميشوند.
 

نوشته شده توسط م.شعبان زاد و ارزش آفرینان بانک کشاورزی در دوشنبه 1392/11/14 و ساعت

 


کد خبر: ۳۷۵۳۹۲
تاریخ انتشار:۱۲ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۵:۰۷-01 February 2014
کره‌ای‌ها هر چند وقت یکبار با جراحی‌های عجیب و غریب زیبایی خبرساز می‌شوند. این روزها یک مجری تلویزیون که زیبایی خودش را با چند جراحی خراب کرده تا به آرزوی داشتن صورت به شکل قلب برسد در موج رسانه‌های این کشور قرار دارد. مردم کره جنوبی اما چطور زیبایی خود را در رؤیای شبیه شدن به بازیگرها و شخصیت‌های کارتونی از دست می‌دهند؟

به گزارش مجله مهر، در شبکه‌های اجتماعی میان مردم کره جنوبی حالا عکس‌های یک مجری تلویزیونی دست به دست می‌چرخد. کسی که به عقیده بسیاری زیبایی خود را فدای آرزوی داشتن صورتی به شکل قلب کرده است. این خانم چند جراحی از جمله عمل مشکل فک را انجام داده تا قیافه‌اش شبیه آن چیزی شود که رؤیای اکثر زنهای بین ۱۹ تا ۴۹ سال این کشور است. در نهایت اما قیافه این مجری کره‌ای بعد از کشیدن کلی دردسر و درد نه تنها زیباتر نشده بلکه خیلی‌ها اعتقاد دارند که او دستی دستی خودش زیبایی طبیعی صورتش را از بین برده است. 
  جراحی‌های زجرآور برای ستاره شدن


جراحی‌های زجرآور برای ستاره شدن
مجری کره‌ای؛قبل و بعد از عمل‌های جراحی برای داشتن صورت قلبی

در سال ۲۰۰۹، یک بررسی آماری نشان داد که از هر پنج زن مقیم سئول -پایتخت کره جنوبی- که بین ۱۹ تا ۴۹ سال سن داشتند،‌ یکی، نوعی از عمل جراحی زیبایی را انجام داده بود. 

کره جنوبی نزدیک به پنجاه میلیون جمعیت دارد و چهار هزار کلینیک زیبایی در این کشور فعالیت دارد. آخرین سرشماری که انجام شد مشخص کرد نزدیک به ۴۶ درصد از دختران و زنان این کشور به شکلی و نوعی، عمل زیبایی را تجربه کرده‌اند.

در میان مردم کره جنوبی که به صورت معمول صورت گردی دارند انجام جراحی فک برای داشتن صورتی کشیده حالا تبدیل به یک امر عادی شده است. گفته می‌شود این مسئله به خاطر این است که آنها تلاش می‌کنند شبیه غربی‌ها شوند و از چهره‌های مشهور کشورشان در این راه تقلید می‌کنند. یک تحقیق نشان داده که اکثر خانواده‌های کره جنوبی عمل‌های جراحی زیبایی را برای دختران خود مسئله‌ای عادی تلقی می‌کنند. تصاویر منتشر شده از کره‌ای نشان می‌دهد  که چقدر اعمال جراحی بینی، چشم و گونه و چانه، چهره بانوان کره‌ای را به هم شبیه کرده است، طوری که گاهی تمایز بین آنها ممکن نیست. طوری که هر کسی تصور می‌کند با یک زن روبرو است که ژست‌های مختلفی گرفته و لباس‌های متفاوتی پوشیده است. 

 
در این کشور حتی مسابقه‌ای در کره جنوبی برگزار می‌شود و هرکسی فکر می‌کند نیاز دارد با جراح پلاستیکی به سوپر مدل  تبدیل می‌شود، در آن شرکت می‌کند. منطقه موسوم به شینسا یا جایی که محلی‌ها به آن «کمربند زیبایی» می‌گویند، میزبان این مراسم سالانه است. عمل‌های جراحی مختلفی در کره جنوبی مرسوم است. عمل جراحی بینی،فک و کاهش چربی‌های صورت از مشهورترین آنها هستند. همچنین خیلی‌ها چشم‌های خود را هم به دست جراحان می‌سپارند که دیگر چشم‌بادامی به حساب نیایند. علاوه بر این عمل پلک چشم هم خیلی در میان کره‌جنوبی‌ها خیلی پر طرفدار است. عملی که به پلک چشم دوبل مشهور شده و باعث می‌شود تا چشم‌های کره‌ای‌ها بیشتر شبیه غربی‌ها شود.  
 
وقتی روغن مایع تزریق می‌شود!

برای برخی زنهای کره‌ای عمل‌های جراحی شبیه به اعتیاد است که گاهی اوقات زندگی‌شان را تا آخر عمر خراب می‌کند. هانگ میوکو مدل سابق کره ای که در اثر تزریق روغن خوراکی به جای سیلیکون به زیر پوست خود صورتش به شدت آسیب دیده یکی از موارد مشهور این مسئله است. او پس از 10 بارعمل جراحی چهره اش آن قدر تغییر پیدا کرد که حتی والدینش قادر به شناسایی او نبودند.
  جراحی‌های زجرآور برای ستاره شدن

جراحی‌های زجرآور برای ستاره شدن
پس از جراحت خانم میوکو مسیر زندگی این مدل سابق کره ای به کلی تغییر کرد و او هم اکنون در یک کارخانه بازیافت مشغول کار است. وی می خواست زیباتر شود و چین و چروک پوست صورتش برود و پوست نرم تری داشته باشد، از این رو با خرید سیلیکون غیر مجاز از بازار سیاه و تزریق آن به پوست خود و سپس تزریق روغن خوراکی به جای سیلیکون، صورتش را به وضعی انداخت که در نهایت پزشکان عمل جراحی پلاستیک او را جواب کردند.

نوشته شده توسط م.شعبان زاد و ارزش آفرینان بانک کشاورزی در شنبه 1392/11/12 و ساعت

 


همواره لحظه های حساس و بزنگاه های خطیری هستند که از حافظه تاریخی ملت فراموش نشده و بر تارک اذهان در تلالو هستند. لحظاتی که نسل های مختلف و لایه های متکثر جامعه با آن پیوند وثیق یافته و بخشی از ذهنیت تاریخی آنان را تشکیل می دهد.
آفتاب: همواره لحظه های حساس و بزنگاه های خطیری هستند که از حافظه تاریخی ملت فراموش نشده و بر تارک اذهان در تلالو هستند. لحظاتی که نسل های مختلف و لایه های متکثر جامعه با آن پیوند وثیق یافته و بخشی از ذهنیت تاریخی آنان را تشکیل می دهد.

بی گمان لحظه ورود تاریخی امام خمینی(ره) از زمره اتفاقات نادر و بی تکراری است که هیچگاه از ذهن مردم ایران پاک نخواهد شد. پس از 2500 سال حکومت شاهنشاهی مبارزی نستوه با حمایت خیل میلیونی افکار عمومی تار و پود ساختار خودکامه دیکتاتوری را در هم پاشید و در میان استقبال بی نظیر ملت پس از سال ها مجاهدت به ایران بازگشت. 

 به گزارش خرداد، دو سال پیش در بهمن ماه سال 90 مراسمی در پاسداشت ورود امام(ره) به کشور برگزار شد که سوال های بسیاری را در اذهان عمومی به دنبال داشته و از وجاهت لازم برخوردار نبود. تمثال امام بر روی مقوایی نقش بسته بود و توسط همراهان به شک نمادین حمل می شد. این اقدام با اعتراض های گسترده مردمی روبرو شده و واکنش های متعددی را از سوی سیاسیون در بر داشت . با این اوصاف به نظر می رسید دیگر شاهد چنین بزرگداشت های نامناسب و سوال برانگیزی که اذهان عمومی را پیرامون این رویداد بزرگ مکدر می کند، نباشیم اما پس از دو سال یکبار دیگر در بخشی هایی از کشور اقدامی همسان و همسو با همان المان ها به منصه ظهور رسید. 

 تصاویر انتشار یافته از مشهد و یاسوج حاکی از آن است که یکبار دیگر مراسم استقبال از ورود امام(ره) به شکل نمادین با تمثال مقوایی برگزار شد. نکته عجیب در این میانه آن است که اینبار مراسم موصوف به شکل عجیب تر و سوال برانگیز تر برگزار شده است. 

 در مشهد مقدس نه تنها تمثال مقوایی امام را حمل کردند بلکه هواپیمای بادی نیز همراه با گارد ویژه برای این مراسم به کار گرفته شد. در شهر یاسوج نیز علاوه بر تمثال از بنر هواپیما برای برگزاری مراسم استفاده شده است.

 حال سوال بزرگ اینجاست که چه کسانی مسئولیت اینگونه اقدامات را بر عهده داشته و چرا به چنین شکل نا موجه و نامتعارف مراسمی چنین مهم را برگزار می کنند؟ آیا کشور ما برخوردار از امکانات درست و تفکری مطلوب و ایده هایی مناسب نیست که چنین مناسبت هایی را با وجهی آبرومند و درخور برگزار کنند؟ آ

مراسم 12 بهمن 1390 در تهران

 

 

مراسم 12 بهمن 1392 در مشهد

 

 

مراسم 12 بهمن در یاسوج 

نوشته شده توسط م.شعبان زاد و ارزش آفرینان بانک کشاورزی در شنبه 1392/11/12 و ساعت

 


اثر سم مار بر روي خون انسان


نوشته شده توسط م.شعبان زاد و ارزش آفرینان بانک کشاورزی در چهارشنبه 1392/11/09 و ساعت

 


هافبک میانی تیم فوتبال استقلال و کاپیتان تیم ملی ایران که چندی قبل به خاطر اختلافاتی که با کادر فنی آبی پوشان پیدا کرد راهی فوتبال کویت شد در تازه‌ترین مصاحبه خود بدون اینکه نامی از امیر قلعه‌نویی ببرد، وی را تهدید کرده در صورت ادامه مصاحبه‌هایش، اتفاقات پشت پرده‌ای را افشا خواهد کرد که نشان می‌دهد برخی نزدیکان سرمربی آبی‌پوشان چه اقداماتی را در این تیم انجام می‌دهند. 

او در بخشی از صحبت‌هایش سرمربی استقلال را به عوامفریبی متهم کرده و گفته است: "در این مدت صحبت‌هایی مطرح شده که درست نبود. عوامفریبی دیگر کافی است. این تاکتیکی است برای فرار از انتقادها که دیگران را جلوی هواداران قرار بدهیم و خودمان را تبرئه کنیم".

اما یکی از مهمترین بخش‌های مصاحبه نکونام به جایی بر می‌گردد که او امیر قلعه نویی را تهدید به افشاگری در پاره‌ای از مسائل کرده است: "اگر بعضی‌ها به حرف زدن‌هایشان ادامه بدهند، مجبور می‌شوم حرف‌هایی بزنم که باب میلشان نباشد. مجبور می‌شوم قضیه ایمان موسوی‌ها و قضیه سربازی رفتن اطرافیان را بگویم تا مردم بفهمند در استقلال چه خبر است".

مشکل ایمان موسوی در استقلال با نیمکت نشینی و سکونشینی یکباره او رسانه‌ای شد؛ موضوعی که تعجب بسیاری از کارشناسان و اهالی رسانه را به دنبال داشت. هرچند امیر قلعه نویی در همان زمان اعلام کرد مسائل فنی عامل نیمکت نشینی موسوی است، ولی این مسئله با توجه به عملکرد خوب موسوی در استقلال با وجود زمان کمی که برای هماهنگی با سایر بازیکنان داشت، برای هیچ کس قابل قبول نبود.

خیلی‌ها ریشه این موضوع را قبل از سفر استقلال به کشور قطر برای حضور در مسابقات لیگ قهرمانان آسیا می‌دانند. در همان زمان یکی از اطرافیان کادر فنی که این روزها هم در تمرینات این تیم حضور دارد، از موسوی می‌خواهد تا در مدتی که استقلال در قطر حضور دارد اتومبیل لکسوس این بازیکن را قرض بگیرد. این درخواست با مخالفت موسوی مواجه می‌شود. پاسخ منفی مهاجم استقلال ناراحتی آن فرد را در پی دارد تا جایی که او تهدید می‌کند موسوی دیگر در ترکیب اصلی قرار نخواهد گرفت! اتفاقی که چند روز بعد و پس از بازگشت استقلال از قطر و در مسابقات بعدی عملی شد.

پیشنهاد همکاری اقتصادی این فرد با ایمان موسوی هم دیگر مسئله‌ای بود که باعث افزایش شکاف سرمربی با مهاجم این تیم شد. این فرد که هنوز دلایل میزان بالای نفوذش در تصمیمات امیر قلعه نویی مشخص نیست، فقط یکبار سود فعالیت مشترک اقتصادی‌اش با موسوی را به این بازیکن می‌دهد و پس از آن از دادن سودهای دیگر، خودداری می‌کند.

این اتفاقات باعث می‌شود تا موسوی این مشکلات را با جواد نکونام در میان بگذارد و حتی کار به شکایت به نهادهای امنیتی هم کشیده می‌شود. بخصوص اینکه صابون تخلفات این فرد به تن جواد نکونام هم خورده بود.

یکی دیگر از تهدیدات نکونام، افشای قضیه "سربازی رفتن اطرافیان" است. باید دید منظور نکونام از اطرافیان کادر فنی کدام یک از نزدیکان تیم فوتبال استقلال است. 

با وجود این، امیر قلعه نویی سرمربی استقلال به شدت پشت دوست خود ایستاد و بعد از آن بود که مجددا حضور دوست قلعه نویی در تمرینات پر رنگ‌تر شد و این فرد در سکوت رسانه‌ای و بدون توجه ستاد منشور اخلاقی، در کنار آبی پوشان حضور دارد.

نوشته شده توسط م.شعبان زاد و ارزش آفرینان بانک کشاورزی در چهارشنبه 1392/11/09 و ساعت

 


پخش‌کنندگان فیلم ضدایرانی «300: خیزش یک امپراتور» قصد دارند با نمایش یک فیلم 13 دقیقه‌ای این فیلم را پیش از فرارسیدن زمان اکران رسمی‌اش در جهان تبلیغ کنند و همین اتفاق، منجر به ایجاد موج تازه‌ای شده که عملاً تبلیغ ناخواسته این فیلم خواهد بود و هدف تجاری این مجموعه را با خبرسازی دردسترس تر خواهد ساخت. با این اوصاف، در قبال چنین فیلم‌های ضدایرانی که تعداد تولیداتش نیز رو به افزایش گذاشته، چه واکنشی باید نشان داد؟
 «۳۰۰: خیزش امپراطوری / 300: Rise of an Empire» قسمت دوم از یک سه گانه سینمایی است که بر اساس کتاب مصوری به نام خشایارشا و با تاثیر از کتاب مصور ۳۰۰ به نویسندگی فرانک میلر ساخته شده و حال در آستانه اکران عمومی قرار گرفته و برنامه های تبلیغاتی برای بازگشت هزینه سنگین تولیدش آغاز شده که از آن جمله پخش فیلم 13 دقیقه‌ای درباره این فیلم، بیانیه های بازیگران این فیلم برای دعوت به تماشای این اثر و همچنین پخش پوسترهای فیلم در فضای آنلاین بوده است.

ظاهراً فقدان داستان باعث شده، این اثر که قسمت نخستش با هزینه تولید 65 میلیون دلار و فروش جهانی 456 میلیون دلار یک موفقیت تجاری برای برادران وارنر به حساب آید تنها 102 باشد.

تبلیغات فیلمی که هفتم ماه مارس 2014 اکران می‌شود، از هم اکنون شروع شده تا از قبل تبلیغات فشرده و سنگین، این فیلم را نیز با موفقیت تجاری منحصر به فردی همراه سازند و در آخر، سراغ سومین «300» بروند.

برای قسمت دوم «300» تبلیغ مجانی می‌کنید؟
هیبت خشایارشا در دومین قسمت از سه گانه «300»

در اين فيلم قرار است مردم ایران باستانی را جنگ طلبانی اهریمنی و یونانیان باستان را صلح طلبان قوی تن معرفی نماید و این امر در قالب نبرد تاریخی نبرد آرتمیزیوم به تصویر در خواهد آمد!

نبرد ترموپیل در ۴۸۰ پیش از میلاد نام اولین جنگ از دومین دوره‌ی‌ جنگهای ایران و یونان در زمان خشایارشا است که یکی از معروف‌ترین جنگ‌های پس قراول در تاریخ جنگ‌های جهان نیز بشمار میرود و در واقع «300» بر مبنای اطلاعات ساختگی درباره این نبرد ساخته شده بود که مطابق با اطلاعات تاریخی با پیروزی ایران تمام شد که این موضوع به قیمت ارائه تصویری شیطانی از سپاه ایران بود. 

حال دومین نبرد بزرگ ایران و یونان در دوران خشایارشا تحت عنوان آرتمیزیوم در «۳۰۰: خیزش امپراطوری / 300: Rise of an Empire» به تصویر کشیده شده که اگر چنین باشد، در این نبرد خاکی و دریایی نیز در نهایت ایرانی ها با تلفات پیروز می‌شوند و تقریباً عمده یونان را فتح می‌کنند. هرچند ممکن است نبرد سالامیس سومین نبرد از نبردهای خشایارشا با پادشاهان یونانی نیز در این فیلم به تصویر کشیده شده باشد تا شاید به واسطه موفقیت یونانی در جنگ دریایی در این نبرد، یونانی ها روی پا بایستند و باید دید سناریست قسمت دوم دلش خواسته از تاریخ چه داستانی بسازد!

با این حال قسمت دوم از سه گانه «300» هر محتوایی که داشته باشد، نباید انتظار داشت تفاوت چندانی با قسمت نخستش داشته باشد و به همین دلیل عده ای در کشورمان از هم اکنون روند اعتراض به این فیلم که اتفاقی تکراری و بی حاصل برای تک تک فیلم های دارای محتوای ضدایرانی است، را آغاز کرده اند؛ 
با این اوصاف چنین تصور می شود تبلیغاتی که در ایران بر علیه این فیلم به راه می افتد و انعکاس بین المللی مستمرش، خود تبلیغ تجاری مجانی برای تولیدکنندگان این اثر محسوب شود؛ امری که معمولاً نادیده گرفته می‌شود. حال آیا بهتر نیست، در شیوه مقابله با چنین آثاری اندکی تجدیدنظر کرد و در عوض اعتراضات گسترده که تنها حساسیت مخاطب بین المللی را تحریک کرده و گیشه های این فیلم را پربارتر می سازد، درصدد تعریف راه های برای بایکوت داخلی و بین المللی این آثار برآمد و ابتکار عمل را در این زمینه به کار گرفت و البته در پی تولید آثار تاریخی درباره آن دوران تاریخی به عنوان پاسخ نشست؟ در زمینه تاکنون چه تا اندازه اندیشیده‌ایم

نوشته شده توسط م.شعبان زاد و ارزش آفرینان بانک کشاورزی در چهارشنبه 1392/11/09 و ساعت

 


امضا به سبک ژنرال قلعه نویی

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین ؛ سال ها قبل و در سال 2007 تیم ملی ایران با هدایت امیر قلعه نویی به بازی های جام ملتهای آسیا رفت. تیمی که با شکست برابر کره جنوبی در ضربات پنالتی حذف شد. قلعه نویی 6 ماه بعد از آن بازی ها و آن حذف از تیم ملی رفت اما هنوز از 330 مقاله ای می گوید که علیه اش در رسانه ها نوشته بودند. 

او در این بازی ها  پیراهن شماره 23 تیم ملی  را همراه با همه ستاره های آن تیم از رحمان رضایی ، مهدوی کیا ، نکونام ، علی کریمی ، فریدون زندی ، وحید هاشمیان و ... امضاء کرده است. پیراهنی که حالا در اختیار یکی از مجله های ورزشی است. نکته جالب این امضاء نوشته نام امیر قلعه نویی است...

نوشته شده توسط م.شعبان زاد و ارزش آفرینان بانک کشاورزی در سه شنبه 1392/11/08 و ساعت

 


مطالب پیشین






















.............. مطالب قدیمی‌تر >>

درباره



لوگوی ما



جستجو

     

پیوند های روزانه
محك-حمايت از كودكان سرطاني
بازارهاي نوظهور جهان: ايران
کارمند بانک کشاورزی
استخدام بانکها
ما همکاران

لیست تمام پیوند ها



صفحه اصلي |  پست الکترونيک |  اضافه به علاقه مندي ها |  ذخيره صفحه |  لينك آر اس اس  |  طراح قالب

 

Powered By blogfa.com Copyright © 2009 by bankkeshavarzi
Design By : wWw.Theme-Designer.Com